امید وصال
هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی........
قالب وبلاگ

 

صدای قدم‌های بهار را می‌شود شنید وقتی پچ‌پچ‌كنان با زمستان حال و احوال می‌كند و تا سال دیگر بدرقه‌اش كه خدا پشت و پناهت باشد؛‌ حالا وقت خداحافظی است.

همه چیز در حال تغییر است؛ دیگر از رخوت و سردی خبری نیست درختان مرده با همان جوانه‌های كوچک‌شان كه به اندازه سر سوزن سبز شده‌اند،‌ اعلام آمادگی می‌كنند كه ای بهار ما پشت سرت هستیم و نشانه‌ای می‌شویم تا آفریده‌های خدا با دیدن سبزی،‌ شكوفه و نشاط قلب یخ زده‌شان را بار دیگر جلایی دهند؛ مثل ما دست از اضطراب نبودن و بودن‌های تكراریشان بردارند و خلاصه نو شوند.

سجده در لحظه‌ی تحویل سال چه صفایی دارد وقتی من و او،‌ تنهای تنها سال نو را آغاز می‌كنیم و با نجوای خودمانی حرف می‌زنیم كه \"سبوح قدوس رب ملائكه و الروح\"و یا آن ذكر عاشقانه یونس در دل نهنگ كه« لااله الاانت سبحانك انی كنت من‌الظالمین».

از حال و احوال و عیدی‌دادن نگو كه برای خودش خاطره‌ای می‌شود. وقتی بچه‌ها یكسال دل خوش كرده‌‌اند به همین پول‌هایی كه لابه لای صفحات قرآن می‌گذاریم و با لبخند و از سر ذوق،‌ عیدی می‌دهیم.

دراین میان، دید و بازدید هم برای ما ایرانی‌ها، آداب خاص خودش را دارد، چه خوب که دقت كنیم این رسوم ایرانی كم‌رنگ نشوند؛ مخصوصاً اگر بیماری در همسایه و اقوام می‌بینیم نگوییم ای بابا اول سالی حالمان گرفته می‌شود باشد برای بعد.

چه خوب كه در این سال نویی سری به سكونتگاه دائمی‌مان در حوالی شهر بزنیم و سبزه و سنبلمان را با آنهایی كه به ظاهر از پیش ما رفته‌اند تقسیم كنیم و از آنها بخواهیم برایمان دعا كنند.

همچنین روزهای ابتدای سال فرصت خوبی است تا ژست‌های پدرانه و مادرانه را كنار بگذاریم ،با یك سبد خوراكی‌ و چای و بدمینتون به چمن زاری برویم و با سفرهای كم‌هزینه درون‌شهری، لحظات شادی را با اهل خانه بگذرانیم. مهم نیست طول این سفرها چقدر باشد. بلكه عمق آنها و میزان رابطه ما با فرزند و همسرمان، خیلی مهم‌تر است.

عید امسال هم مثل تمام سالهایی که ازخدای مهربان عمر گرفته ایم مثل برق و باد می آیدو می گذرد؛تاچشم باز کنیم می بینیم سال 90 هم باتمام خاطرات تلخ و شیرینش تمام می شود، اما یک شروع همراه با توکل و برنامه ریزی، می تواند پایان خوشی را برای مارقم بزند

نوروز كه هرچمن،‌ دل افروز بود نقش گل و خار، عبرت‌آموزبود

گرجامه به جان زمعرفت نو گردد هر روز به دل نشاط نوروز بود. (منوچهر دامغانی)‌

 


درباره وبلاگ

گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ،

از روز الست با رضا گفتم چشم

من آمده ام تا به ولایت برسم،

گفتی انا من شروطها گفتم چشم


* * * * * * * * * * * * * * * *

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام ، تنها بدادم میرسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی ؟

از کبوترها که میپرسم نشانم میدهند

گنبد و گلدسته هایت را به دادم میرسی ؟

من دخیل التماس را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی ؟



نویسندگان
لینک دوستان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت