امید وصال
هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی........
قالب وبلاگ

 

روزشناخت چه روزی است؟ 

همه ما دوست داریم شناخت دقیق‌تری از دنیایی كه در آن زندگی می‌كنیم داشته باشیم و میان‌برهای رسیدن به خوشبختی را یاد بگیریم شاید هیچ كدام از ما  روز به دنیا آمدن را به یاد نیآوریم و روز تولدمان را به نقل از پدر و مادرمان شنیده باشیم. در فلان بیمارستان یا در خانه به دنیا آمدی 5 سالت بود كه از آن خانه قدیمی با تمام خاطراتش اسباب‌كشی كردیم و كم كم برای مدرسه رفتن آماده شدی.

 حتماً بعد هم برای یاد گرفتن مطالبی كه قبلاً‌  تصمیم‌گیری شده بود ما باید فقط آنها را بخوانیم و بنویسیم؛‌ 12سال از عمر مباركمان را سپری كردیم تا واقعیت‌های اطراف آن را بشناسیم؛تب کنکورو قبولی در دانشگاه، نقطه عطف دیگری در زندگی‌مان بود كه پاس كردن واحدها،‌ مایه مباهات و البته فخرفروشی برای ما شد كه تحصیل كرده‌ایم و آشنا به همه امور و خلاصه هركدام از ما در ذهنمان شناخت نسبی و ناقصی از دنیای اطرافمان داریم و با تجربه كردن سرد و گرم روزگار،‌آن رادرک کرده ایم.

اما در این میان خودمان را چقدر می‌شناسیم و از روز شناخت چه می‌دانیم؟

 در نقلی‌ آمده كه آدم و حوا پس از هبوطشان از بهشت و قدم گذاشتن در این كره خاكی، همدیگر را در سرزمینی یافتند كه این سرزمین به عرفات،‌ سرزمین شناخت معروف شد؛‌ در این صحرا جبرئیل مناسك حج را به حضرت ابراهیم آموخت و حضرت در برابر او فرمود «عَرفتُ عَرفتُ شناختم شناختم.»

 بنا به گفته مفسران،‌ آخرین سوره قرآن در این صحرا بر پیامبر(ص) نازل شد. این صحرای پر رمز و راز ،كارگروه صحرایی پیامبر اكرم (ص)‌ بودکه بنا برقول مشهور محدثان، محمد مصطفی(ص )در این صحرا، حرف‌های تاریخی‌اش را در جمع حجاج بیان كرد:

 «ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نکنم. شما به زودی به سوی خدا باز میگردید. در آن جهان به اعمال نیک و بد شما رسیدگی میشود. من به شما توصیه میکنم هر کس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اکیداً حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش میکنم که به زنان نیکی کنید زیرا آنان امانتهای الهی در دست شما هستند، و با قوانین الهی بر شما حلال شدهاند.

 ....هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و همه مسلمانان جهان با یکدیگر برادرند و چیزی از اموال مسلمانان بر مسلمانی حلال نیست مگر این که آن را به طیب خاطر به دست آورده باشد.

 رنگ و بوی شناخت حسینی

  امام حسین (ع)بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهی از اصحاب، از خیمههای خود در صحرای عرفات بیرون آمدند، و روی به دامن «کوه رحمت» کردند ؛در سمت چپ کوه، مقابل کعبه ایستادندوبازبان عقل ازشراب طهور مناجات ،مست شدند.

 حسین (ع)‌ از تك تك سلول‌ها و اعضای بدنش و آنچه در این جسم خاكی است شناخت دارد و مو به مو به توصیف نعمت‌های خدا می‌پردازد.

 «....و رشته‌های نور چشمانم و خطوط صفحه پیشانی‌ام و رخنه‌های راه‌های نفسم و رشته و عصب مغز سرم و لوله (حلق) متصل به رگ‌های گردنم و خوابم و بیداریم و آرمیدنم و حركت‌های ركوع و سجودم (گواهی دادم) كه اگر تصمیم بگیرم و بكوشم در طول قرون و اعصار بر فرض اینكه چنین عمری بكنم و بخواهم یكی از نعمت‌های تو را به جا آورم نخواهم توانست.»

 حسین (ع) گاف‌های نفس را به خوبی می‌شناسد، ناتوانی‌های انسان را با قدرت شناخت ، جبران می‌كند؛ خودرادرمقابل معبود،تنهای تنها حس می کند،دست از تعارف باخدا برمی داردنعمت هایش رابه رخ می کشدوجاذبه ی زمین رادرمقابل جاذبه ی«من و تویی هایش»زمین می زند

 «أَنْتَ الَّذِی مَنَنْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَنْعَمْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَحْسَنْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَجْمَلْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَفْضَلْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَكْمَلْتَ، أَنْتَ الَّذِی رَزَقْتَ، أَنْتَ الَّذِی وَفَّقْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَعْطَیْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَغْنَیْتَ، أَنْتَ الَّذِی أَقْنَیْتَ، أَنْتَ الَّذِی آوَیْتَ، أَنْتَ الَّذِی كَفَیْتَ، أَنْتَ الَّذِی هَدَیْتَ، أَنْتَ الَّذِی عَصَمْتَ، أَنْتَ الَّذِی سَتَرْتَ، ........»

 «اَنـَاالَّذى اَخْطَاْتُ اَنـَاالَّذى هَمَمْتُ اَنـَاالَّذى جَهِلْتُ

 این منم كه خطا كردم این منم كه (به بدى ) همت گماشتم این منم كه نادانى كردم

 اَنـَاالَّذى غَفَلْتُ اَنـَا الَّذى سَهَوْتُ اَنـَاالَّذِى اعْتَمَدْتُ اَنـَا الَّذى تَعَمَّدْتُ

 این منم كه غفلت ورزیدم، این منم كه فراموش كردم این منم كه (به غیر یا به خود) اعتمادكردم

 اَنـَا الَّذى وَعَدْتُ َاَنـَاالَّذى اَخْلَفْتُ اَنـَاالَّذى نَكَثْتُ اَنـَا الَّذى اَقْرَرْتُ

 این منم كـه (بـه كـاربـد) تـعمّد كردم این منم كه وعده دادم واین منم كه خلف وعده كردم، این منم كه پیمان شكنى كردم، این منم كه به بدى اقراركردم

 اَنـَا الَّذِىاعْتَرَفْتُ بِنِعْمَتِكَ عَلَىَّ وَعِنْدى وَاَبوُءُ بِذُنُوبى فَاغْفِرْها....

 ایـن مـنـم كـه بـه نـعـمـت تـو بـر خـود و در پـیـش خـود اعـتراف دارم و باگناهانم بسویت بازگشته ام پس آنها را بیامرز

 اِلـهى اَنـَا الْفَقیرُ فى غِناىَ فَكَیْفَ لا اَكُونُ فَقیراً فى فَقْرى

 خـدا مـن چـنـانـم كـه در حال توانگرى هم فقیرم پس چگونه فقیر نباشم در حال تهیدستیم»

 نسخه شناخت پیچیده شد

 و خلاصه نازها ونیازها دركلام حسین بن علی (ع) گل می‌كند،‌ به زیبایی قدرت‌های خدا را به رخ می‌كشد و آسیب های زندگی  بشر رابازبان رسا،می شکافد  گویی فقری كه امام از آن دم می‌زند جنسش با تنگی‌های مادی فرق دارد

 چاشنی سخنان دلنشین حسین (ع )اشك‌هایی است كه بر پهنای صورت مباركشان جاری می شودو عطش زمینیان به شناخت را   ،سیراب می‌كند.

 گویی در این روز، نسخه شناخت،برایمان از جانب پزشكی پیچیده می‌شود كه درد رافهمیده ودرمان را می طلبد.

 ........................................

 پی نوشتها:مفاتیح الاجنان

 


درباره وبلاگ

گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ،

از روز الست با رضا گفتم چشم

من آمده ام تا به ولایت برسم،

گفتی انا من شروطها گفتم چشم


* * * * * * * * * * * * * * * *

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام ، تنها بدادم میرسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی ؟

از کبوترها که میپرسم نشانم میدهند

گنبد و گلدسته هایت را به دادم میرسی ؟

من دخیل التماس را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی ؟



نویسندگان
لینک دوستان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت