امید وصال
هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی........
قالب وبلاگ

 

 

روزگاری بهلول از کنار دهی میگذشت جمعیتی زیاد نظرش را جلب کرد نزدیک شد دید مردی شیاد بهشت را به مبالغی سنگین

 

می فروشد و می گوید اگر نخرید تمام می شود ومجبورید بعد از مرگ به جهنم بروید چون بهشت دیگر جا ندارد . بهلول از بین

 

جمعیت عبور کرد و گفت جهنم را هم می فروشی ؟ مردم نگاهی به او کردند وپچ پچ اغاز شد . مرد فروشنده تماع نگاهی به

 

بهلول کرد وگفت اری .بهلول گفت کل خاک جهنم را از تو می خرم مرد قیمتی داد و بهلول خرید وکنجی ایستاد مردم دوباره

 

مشغول خرید بهشت شدند که بهلول گفت کل خاک جهنم از ان من است و من کسی را در ان راه نمی دهم مردم کمی فکر

 

کرده و به حیله مرد فروشنده پی بردند .بهلول به راه خود ادامه داد .....


درباره وبلاگ

گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ،

از روز الست با رضا گفتم چشم

من آمده ام تا به ولایت برسم،

گفتی انا من شروطها گفتم چشم


* * * * * * * * * * * * * * * *

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام ، تنها بدادم میرسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی ؟

از کبوترها که میپرسم نشانم میدهند

گنبد و گلدسته هایت را به دادم میرسی ؟

من دخیل التماس را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی ؟



نویسندگان
لینک دوستان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت