امید وصال
هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی........
قالب وبلاگ

سنجد


پـیـامـبـر اكـرم (ص ) وارد شـد بـر عـلى بن ابیطالب در حالى كه على (ع ) تب داشت . پیامبر به او امر فرمود كه سنجد بخورد.

حضرت رضا (ع )

گـوشـت سـنـجـد، گـوشت ، پوست آن ، پوست و هسته آن ، استخوان را مى رویاند و در عین حـال كـلیـه هـا را گـرم و مـعده را

 

دباغى مى كند. سنجد از بواسیر و بى اختیار آمدن ادرار جلوگیرى مى كند. سنجد ساقها را قوى و عامل بیمارى جذام را از بین

 

مى برد.

بـرگ درخـت سـنـجـد و مـیـوه خـشـك آن قـابـض اسـت ، بـه هـمـیـن جـهـت در درمـان اسـهـال بسیار سودمند است . از گل

 

هاى آن براى معطر ساختن محلولهاى دارویى استفاده مى كنند. اثر تب بر نیز به آن نسبت داده شده است . آردمیوه سنجد به

 

علت داشتن مقدار زیادى تا(و قند، در درمان اسهال بكار برده مى شود.

گلهاى سنجد داراى بوى مخصوصى است كه محرك قواى شهوانى است .

سیب

على (ع ) فرمود: سیب بخورید زیرا سیب معده را دباغى مى كند.

امام صادق (ع )

به بیماران مبتلا به تب ، سیب بخورانید، زیرا براى آنان چیزى سودمندتر از سیب نیست .

امام صادق (ع )

یـكى از اصحاب مى گوید: وارد شهر مدینه شدم . برادرم سیف همراه من بود. مرض رعاف (خـون آمـدن از بـیـنـى ) در میان مردم

 

شایع شد، و هر كس كه به این بیمارى دچار مى شد، پس از دو روز مى مرد. روزى به خانه برگشتم ، دیدم برادرم به خون دماغ

 

شدیدى مبتلا شده است . خدمت حضرت امام موسى كاظم (ع ) رفتم . حضرت فرمود: به برادرت سیف سیب بخوران . من نیز

 

چنین كردم و او شفا یافت .

مـفـضـل مى گوید: نزد امام صادق (ع ) صحبت از تب به میان آمد. حضرت فرمود: ما خانواده اى هستیم كه هنگام بیمارى جز با

 

خوردن سیب ، خود را با چیز دیگرى درمان نمى كنیم .

زیـاد مـى گوید: و با در مكه شایع شد. من در این باره نامه اى به امام موسى كاظم (ع ) نوشتم و راه درمان را خواستم حضرت

 

در جواب به من نوشت سیب بخورید.

مردى مى گوید: مفضل مرا خدمت امام صادق (ع ) فرستاد تا هدیه اى از طرف او به حضور آن امـام تـقـدیـم كـنـم . یـكى از

 

روزهاى گرم تابستان به خانه آن بزرگوار وارد شدم . دیـدم جـلو آن حـضـرت طـبـقى نهاده شده و در آن طبق سیب سبز است .

 

من صبر نكردم و فورا خـدمـت آن حـضـرت عـرض كـردم : قـربـانـت گـردم ، آیـا از ایـن سـیـب سـبـز مـیـل مى كنید در صورتى كه

 

مردم از آن خوششان نمى آید؟ حضرت طورى با من سخن گفت كـه گـویـى مـرا مـدتهاست كه مى شناسد، و فرمود: شب

 

گذشته ، تب بر من عارض شد. فرستادم این سیبهاى سبز را برایم آوردند و خوردم ؛ زیرا سیب سبز، تب را بر طرف مى كند و

 

حرارت را فرو مى نشاند.

سیب ملین ، ضد نزله ، ضد السهال (بواسطه وجود ماده اى به نام تانن ) مدرو آرام كننده اسـت ، و ایـن خـواص بیشتر مربوط به

 

پوست سیب است ؛ بنابراین توصیه مى شود كه حـتـمـا پـس از شـستن كامل سیب ، آن را با پوست میل كنید؛ زیرا پوست

 

سیب حاوى ویتامینهاى مـخـتـلف اسـت . سـیـب پـخـته در رفع بى خوابى بسیار مفید است . سیب خام یا پخته مانع تـشـكـیـل

 

اسـیـد اوریـك در بـدن مـى شود، از این جهت مصرف آن در درمان روماتیسم ، نقرس تصلب شرائین ، اگر ماهاى مزمن ، چاقى ،

 

بواسیر و بیماریهاى پوست بسیار مفید است . شـیـره شـیـب اثـر بسیار مفیدى در سرماخوردگى ، گرفتگى صدا، سرفه ،

 

بیماریهاى سـیـنـه و حـالات عصبى دارد. بررسیهاى دقیق نشان داده است كه مصرف سیب در بهبود ورم حـاد و مـزمـن روده هـا

 

 

اثـر مـفـیدى دارد، به همین جهت خوردن سیب خام در موارد ورم حاد روده در اطـفـال ، اسـهـالهـاى خـونى (دیسانترى )، حصبه و

شبه حصبه و بالاخره ورم روده بزرگ تـوصـیـه مى شود. امروزه از گرد خشك شده سیب ، غذاى مطبوعى به نام آلپونا به دست

 

مى آورند كه هر 100 گرم آن معادل یك كیلو سیب تازه است .

پوست سیب :

پـوسـت خـشـك شـده سـیـب ، در درمـان ورم مفاصل ، روماتیسم ، نقرس ، و ناراحتیهاى كلیوى بـسـیـار مـفـیـد اسـت ،

 

بـنـابـرایـن بـهـتـر اسـت هـمـیـشـه سـیـب بـا پـوسـت میل شود.

هر 100 گرم سیب تولید 46 كالرى حرارت مى كند و حاوى 10 میلى گرم فسفر، 5 میلى گـرم مـنـیزیم ، 3 میلى گرم كلر، 5

 

میلى گرم كلسیم ، تا 2 میلى گرم سدیم ، 3/0 میلى گرم آهن ، 100 تا 120 میلى گرم پتاسیم و 12 گرم پروتید، 10 گرم

 

گلوسید و 4/0 گرم لیپید است .

انجیر

ابـاذر مـى گـویـد طـبـق انـجیرى براى پیامبر اكرم (ص ) هدیه آوردند. آن حضرت به اصـحـاب خـود فـرمـود: بـخـوریـد. اگـر بـگـویـم

 

مـیـوه اى از بـهـشـت نـازل شـده هـمـین انجیر است . زیرا انجیر میوه اى است كه هسته ندارد. بواسیر را قطع مى كند و براى

 

نقرس مفید است .

انـجیر تر و خشك را بخورید. چه انجیر قواى جنسى را زیاد مى كند و رطوبت و سردى را كه موجب ضعف قواى آمیزش است

 

برطرف مى نماید.

پیامبر اكرم (ص )

انـجـیـر سـده هـا را نرم مى كند و براى باد قولنج مفید است . در روز از آن زیاد بخورید ولى در شب كم بخورید.

على (ع )

بر كبد (حزقیل )پیامبر زخمى ظاهر شد كه او را آزار مى داد خداوند به او وحى كرد كه شیر انجیر را بگیر و بر سینه خود بمال این

 

كار را كرد و بهبودى یافت .

امام محمد باقر (ع )

انجیرى بوى دهان را از بین مى برد، استخوان را محكم مى سازد، مو را مى رویاند و درد را بر طرف مى كند. و با بودن انجیر دیگر

 

احتیاج به دارو نیست .

حضرت رضا (ع )

انجیره میوه اى است بسیار مغذى و سهل الهضم كه مصرف آن براى بچه ها واشخاصى كه از بـسـتر بیمارى برخاسته اند و دوره

 

نقاهت را طى مى كنند، بسیار مفید است . انجیر یكى از مـیـوه هـاى خـیـلى معروف براى نرم كردن سینه و روده هاست كه

 

براى زكامهاى شدید و تـورم حـنجره و برونشیت مزمن نیز مفید است . به علاوه به علت داشتن دانه هاى ریز باعث تقویت معده

 

و روده مى شود.

انجیر براى بدن مقوى است و محرك قواى جنسى نیز مى باشد. در رفع بواسیر و صرع و جنون وسواس اثرات بسیار نیكویى دارد.

 

انجیر براى كبدهاى ضعیف زیان آور است .

در 100 گرم انجیر خشك مواد زیر یافته مى شود.

پروتید 3/4 گرم

گلوسید 70 گرم

لیپید 8/1 گرم

سلولز 7 گرم

مواد معدنى 5/5 گرم

و نیز ویتامین هاى B. C

این مقدار انجیر خشك ، تولید 276 كالرى حرارت مى كند.

انگور

بهار امت (پیروان ) من انگور و خربزه است .

پیامبر اكرم (ص )

چهار میوه از میوه هاى بهشتى هستند: انگور، رطب (خرماى تازه ) انار و سیب .

امام محمد باقر (ع )

پس از طوفان نوح كه آب زمین را شست و حضرت نوح در قبرستان ها استخوان مردگان را دیـد، بـى تـابـى شـدیـدى را آغـاز

 

نـمـود و بـسـیـار انـدوهـنـاك گـشـت . خـداونـد متعال به او وحى كرد كه : ( انگور سیاه بخور تا غم تو از بین برود).

امام صادق (ع )

یـكـى از اصـحـاب مـى گـویـد: دیـدم : امـیـرالمـؤ مـنـیـن (ع ) نـان بـا انـگـور میل مى فرمود.

هشام مى گوید: امام سجاد (ع ) از انگور خوششان مى آمد.

یكى از اصحاب خدمت حضرت امام محمد باقر (ع ) رسید، دید براى آن حضرت انگور آورده انـد. حـضـرت بـه او فرمود: پیرمرد مسن

 

و كودك ، دانه دانه انگور را مى خورند، و كسى كـه گمان مى كند سیر نمى شود، سه تا سه تا و چهار تا چهارتا؛ و من دو دانه

 

دو دانه مى خورم ، زیرا مستحب است .

دو میوه است كه با دست خورده مى شود: انگور و انار.

امام صادق (ع )

بـرگ مـو مـقـوى ، قـابـض و مدر است . در اسهالهاى خونى ، خونریزیها، عدم دفع ادرار، نـقـرس ، اسـتفراغ ، اختلالات گردش

 

خون در موقع بلوغ و یائسگى و واریس ، مصرف مى شـود. در خـونـریـزى از بـیـنـى مـى تـوان گـرد بـرگـهـاى مـو را بـه داخل

 

حفرات بینى كشید تا خونریزى قطع شود.

آب انگور ملین و مقوى است ، و غذاى خوبى براى مبتلایان به بیمارى اوره خون و اسیدوز است . مصرف آن براى مبتلایان به ورم

 

كلیه كه از نمك پرهیز داده مى شوند، بسیار مفید اسـت . از نـظـر تـولیـد حـرارت ، هـر كـیـلو انـگـور معادل 2 كیلو گوشت است .

چـنـیـن مشهور است كه ره كس زیاد چاق است ، علاجش خوردن انگور است ، و هر كس زیاد لاغر است ، درمانش خوردن انگور

 

است .

باید در نظر داشت كه كه مصرف زیاد آب انگور ایجاد سنگ كلیه و رسوبات در دستگاه دفع ادرار مى كند. از نظر استعمال خارجى

 

آب انگور پوست بدن را نرم مى كند و افزودن آن به ماسكهاى زیبایى فواید بسیارى دارد.

بادنجان

بادنجان بخورید. زیرا بادنجان مرض را از بین مى برد و مرضى در آن نیست .

امام صادق (ع )

یـكى از اصحاب مى گوید امام على نقى (ع )، به یكى از پیشكاران خود فرمود: براى ما بادنجان تهیه كن ؛ زیرا بادنجان در وقت

 

احتیاج بدن به مواد گرمى ، گرم ، و در موقع نـیـاز بدن به مواد سردى ، سرد (20) است ، و بطور كلى در همه اوقات و در هر

 

حالى معتدل است .

هنگامى كه رطب رسید و انگور پخته شد، بادنجان ضررى ندارد.

امام صادق (ع )

بادنجان براى سودا مفید است و ضررى براى صفرا ندارد.

امام صادق (ع )

بادنجان بخورید، زیرا بادنجان از مرض برص (پیسى ) بدن را ایمن مى كند.

امام صادق (ع )

هـنـگـامـى كـه مـیـوه درخت خرما رسید، بادنجان بخورید؛ زیرا بادنجان در آن موقع ، نور صورت را زیاد و رگها را ظاهر و آب پشت

 

(نطفه ) را بسیار مى كند.

امام صادق (ع )

مشهور است كه اصل بادنجان از هند است . خاصیت غذایى بادنجان كم ، ولى ملین و مدر است و مـصـرف آن بـراى بـیـمـاران

 

مبتلا به خنازیر و زخم معده توصیه شده است . میوه نارس بـادنـجـان بـه عـلت داشـتـن ماده اى به نام (سولانین ) سمى است

 

و نباید آن را مصرف كـرد. بـه بـادنجان خام خاصیت كرم كشى نسبت داده مى شود. تخم بادنجان براى نزله و تنگى نفس بسیار

 

مفید است


درباره وبلاگ

گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ،

از روز الست با رضا گفتم چشم

من آمده ام تا به ولایت برسم،

گفتی انا من شروطها گفتم چشم


* * * * * * * * * * * * * * * *

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام ، تنها بدادم میرسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی ؟

از کبوترها که میپرسم نشانم میدهند

گنبد و گلدسته هایت را به دادم میرسی ؟

من دخیل التماس را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی ؟



نویسندگان
لینک دوستان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت