روزی ناصرالدین شاه وكریم شیره ای مشغول خوردن بادمجان بودند و شاه از محسنات بادمجان صحبت میكرد وكریم هم به
تاییدسخنان شاه میگفت بلی سرورم بلی وبعد از لحظه ای شاه درباره مضرات بادمجان گفت كه چنان است وچون دوباره كریم
شیرای گفت بلی سرورم بلی ناگهان ناصرالدین شاه ناراحت شد وگفت پدر سوخته من از محسنات ومضرات بادمجان میگویم
وهر چه میگوییم تو تعریف وتایید میكنی .......... كریم در پاسخ گفت قربان ما نوكر شمایم نه بادمجان