امید وصال
هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی........
قالب وبلاگ

                                  /

من خانه تاریکی هستم، پس به سوی من چراغ همراه آورید. من خانه خاکی هستم پس فرش همراه داشته باشید، من خانه فقر و نداری هستم، پس [سرمایه و] گنج همراه بیاورید

قبر هر روز با پنج جمله، ندا می دهد: من خانه تنهایی هستم، پس انیس و همرازی به سوی من بیاورید. من خانه تاریکی هستم، پس به سوی من چراغ همراه آورید. من خانه خاکی هستم پس فرش همراه داشته باشید، من خانه فقر و نداری هستم، پس [سرمایه و] گنج همراه بیاورید و من خانه مارها هستم پس پادزهر با خود حمل کنید؛ اما همراز، تلاوت قرآن می باشد، امّا چراغ [قبر] پس نماز شب است، و اما فرش، پس عمل نیک، و گنج [عالم قبر] [کلمه توحید و گفتن] لا اِله اِلّا الله است، و پادزهر آن، صدقه است.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اَلْقَبْرُ یُنَادِی فِی کُلِّ یَوْمٍ بِخَمْسِ کَلِمَاتٍ، اَنَا بَیْتُ الْوَحْدَه فَاحْمِلُوا اِلَیَّ اَنِیساً، وَ أَنَا بَیْتُ الظَّلَمَه فَاحْمِلُوا اِلَیَّ سِرَاجاً اَنَا بَیْتُ التُّرَابِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ فِرَاشاً، اَنَا بَیْتَ الْفَقْرِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ کَنْزاً، وَ اَنَا بَیْتُ الْحَیَّاتِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ تَرْیَاقاً، وَ اَمَّا الْاَنِیسُ فَتِلَاوَه الْقُرْآنِ، اَمَّا السِّرَاجُ فَصَلَوه اللَّیْلِ وَ اَمَّا الْفِرَاشُ فَعَمَلُ الصَّالِحِ وَ اَمَّا الْکَنْزُ فَلَا اِلَهَ اِلَّا الله وَ اَمَّا التَّرْیَاقُ فَالصَّدَقَه؛

مجموعه ورّام، ابی الحسین ورام، ص۲۰۰

 


[ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 ] [ 05:05 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

القاب حضرت زهرا (س) که در روایات و کلمات دانشمندان وشعر جمع آوری شده است بدین شرح است:
1.سیّدة : بانو
2.انسیّةحوراء : انسان بهشتی
3.نوریّة : موجودی از حقیقت نوری
4.حانیّة : دلسوز فرزندان
5.عُذراء : دوشیزه
6.کریمة : بزرگوار
7.رحیمة : با محبت ومهربان
8.شهیدة : شهید شده
9.عفیفة : پاکدامن
10.قانعة : کم توقع
11.رشیدة : کامل
12.شریفة : شرافتمند
13.حبیبة : دوست وبا محبت
14.محرّمة : گرامی و مورد احترام
15.صابرة : پایدار
16.سلیمة : سالم، اهل سازش، بی عیب ونقص
17.مکرمة : بزگوار وگرامی
18.صفیّة : برگزیده
19.عالمة : دانشمند
20.علیمة : دانا
21.معصومة : نگهداشته شده،بی گناه
22.مغضوبة : ربوده شده،کسی که حقش غصب شده
23.مظلومة : ستمدیده
24.میمونة : خوش یمن وبابرکت
25.منصورة : یاری شده ، خداوند او را یاری کرده است
26.محتشمة : با حشمت و احترام
27.جمیلة : زیبا
28.جلیلة : بزرگ
29.معظّمة : احترام گذاشته شده ، گرامی
30.حاملة البلوی بغیر شکوی : بلا کش نستوه بی شکوه و شکایت
31.حلیفة العبادة و التقوی : قسم خورده ی پرستش و پرهیزکاری
32.حبیبة الله : محبوب خدا
33.بنت الصّفوة : دخترِ برگزیده
34.رکن الهدی : پایه ی هدایت
35.آیة النّبوّة : نشان نبوّت
36.شفیعة العصاة : شفاعت کننده ی گناهکاران
37.اُمّ الخیرة : مادر نیکوکاران
38.تفّاحة الجنّة : سیب بهشتی
39.مطهرة : پاکیزه شدن
40.سیدةالنساء : بزرگبانویزنان
41.بنت المصطفی : دختر حضرت مصطفی(ص)
42.صفوة الرّبّها : برگزیده ی پروردگار
43.موطن الهدی : جایگاه هدایت
44.قرّة العین المصطفی : نور چشم پیامبر اکرم(ص)
45.بضعة المصطفی : پاره ی تن پیامبر(ص)
46.مهجة المصطفی : خون زندگی قلب مصطفی(ص) ، آخرین قطرات خون در قلب که موجب ادامه ی حیات است
47:بقیّة المصطفی : بازمانده ی حضرت رسول(ص)
48.حکیمة : با حکمت و دارای فهم و ادراک حکیمانه
49.فهیمة : با فهم
50.عقیلة : خردمند
51.محزونة : غمگین
52.مکروبة : دل شکسته
53.علیلة : بیمار و مریض
54.عابدة : پرستنده
55.زاهدة : پارسا
56.قوّامة : شب زنده دار
57.باکیة : گریه کننده
58.بقیّة النّبوّة : باز مانده ی پیامبری
59.صوّامة : بسیار روزه گیر
60.عطوفة : با عاطفه و محبّت
61.رئوفة : دلسوز و مهربان
62.حنّانة : غمخوار و با محبّت
63.بِرّة : نیکوکار
64.شفیقة : دلسوز و مهربان
65.إنانة : دردمند
66.والدة الصّبتین : مادر دو نواده ی پیامبر
67.دوحة النّبی : شاخسار پیامبر
68.نور سماوی : نور آسمانی
69.زوجة الوصیّ : همسر جانشین پیامبر
70.بدر تمام‌ : ماه شب چهارده
71.غرّة غراء : سپید رویِ نورانی
72.درّة بیضاء : گوهر تابناک
73.روح أبیها : روان پدر بزرگوارش حضرت رسول(ص)
74.واسطة قلّادة الوجود : حلقه ی اتصال زنجیر هستی
75.درّة البحر الشّرف و الجود : در دریای شرافت و سخاوت
76.ولیّة الله : دوست خدا و کسی که خدا او را ولی قرار داده
77.سرّ الله : راز نهانی خدا
78.امینة الوحی : امین وحی الهی
79.عین الله : دیده ی خدایی
80.مکینة فی عالم السّماء : دارنده ی جایگاه در عالم آسمان
81.جمال الآباء : موجب زیبایی پدران
82.شرف الأبناء : افتخار برای فرزندان
83.درّة البحر العلم و الکمال : درّ دریای دانش و کمال
84.جوهرة العزّ و الجلال : گوهر تابناک عزّت و بزرگوار
86.مجموعة الماصر العلّیّة : گرد آورنده ی یادگارهای برین
87.مشکوة نور الله : چراغدان نور الهی
88.زجاجة : شیشه وچرغدان نور الهی
89.کعبة الآمال لأهل الحاجة : کعبه آرزوهای نیازمندان
90.لیلة القدر : شب قدر:مقصود از "لیلةالقدر"در قرآن فاطمه(س)است
91.لیلة مبارکة : شب با برکت
92.ابنة من صلّت به الملائکة : دختر آن کس که فرشتگان به او اقتدا کرده و نماز خواندند
93.قرار قلب امّها المعظّمة : آسایش بخش دل مادر بزگوارش
94.عالیة المحلّ : بلند جایگاه
95. سرّ العظمة : راز بزگی وبزگواری
96.مسکورة الظلع : پهلو شکسته
97.رضیض الصّدر : سینه شکسته
98.مغضوبة الحق : کسی که حقش غصب شده است
99.خفی القبر : کسی که قبرش پنهان است
100.مجهولة القدر : قدر ناشناخته
101.ممتحنة : آزمایش شده
102.المظلوم زوجها : کسی که هسرش ستم دیده است
103.المقتول ولدها : فرزند کشته شده
104کوثر : صاحب خیر فراوان ، صاحب فرزندان بسیار


[ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 05:07 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

آیا می دانستید

 

انسان امروز مدعی است كه كوره راه های مریخ راشناخته است

درحالی كه هنوز با كوچه پس كوچه های دلش بیگانه است.

سلمان هراتی

---------------
گناه

چه دلپذیراست

اینکه گناهانمان پیدا نیستند

وگرنه مجبور بودیم

هر روز خودمان را پاک بشوییم

شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم

و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان

شکل مان را دگرگون نمی کنند

چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم

خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس




[ جمعه 15 اردیبهشت 1391 ] [ 10:53 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

 منابع امنیتی و اطلاعاتی آمریكا معتقدند كه ایران در حال حاضر دارای امكانات و توانمندی های فنی و نرم افزاری برای مقابله با آمریكا در جنگ سایبری است.

«جفری كر» از كارشناسان سایبری و یكی از مشاوران سایبری وزارت دفاع آمریكا معتقد است «ایران در حال حاضر می تواند در میدان جنگ سایبری یكی از بازیگران عمده در عرصه جهانی باشد. در حال حاضر سه كشور پیشرو در عرصه جنگ سایبری آمریكا، روسیه و چین هستند كه با احتساب ایران تعداد كشورهای عمده در این جنگ سایبری به 4 كشور خواهد رسید.»

اما آیا توانایی سایبری ایران در حدی هست كه بتواند منافع آمریكا را تهدید كند؟ در اوایل سال جاری میلادی «جیمز كاپلر» مدیر اطلاعات ملی آمریكا به اعضای كنگره اعلام كرد كه ایران در سال های اخیر توانایی فوق العاده ای در جنگ های سایبری به دست آورده است.

جفری كر كه خود نویسنده كتاب اندرون جنگ های سایبری است تأیید می كند: ایرانی ها تاكنون اراده قدرتمندی را از خود برای توسعه این توانایی نشان داده اند و این كشور به دانشگاه های بسیاری دسترسی دارد كه به راحتی می تواند مهندسان مورد نیاز خود در جنگ های سایبری را تربیت كند.

كارشناسان سایبری آمریكایی معتقدند كه یكی از مهم ترین نگرانی های آمریكا در مورد توانایی های سایبری ایران این است كه بتواند به سیستم های رایانه ای آمریكا نفوذ كند و به نوعی هدایت آنان را به دست گیرد.

 


[ جمعه 15 اردیبهشت 1391 ] [ 10:49 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت: چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود برنمی داری و همه را به سربازانت می‌بخشی؟
کورش گفت: اگر غنیمت های جنگی رانمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟! کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.
کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوش‌شان رسانید.
مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.
کورش رو به کزروس کرد و گفت: ثروت من اینجاست. اگر آنهارا پیش خود نگه داشته بودم، همیشه باید نگران آنها بودم. زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره‌اند مثل این می‌ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد!




[ شنبه 9 اردیبهشت 1391 ] [ 05:19 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

 چادری خیس، لبی خشک، دلی آزرده

باد آورده به این دشت گلی پژمرده

دختری رنج پدر دیده، پریشان از شهر

همسری بس که پریشان شده، حیران از شهر

مادری اهل غم انگیز‌ترین رفتن‌ها

مادری خوب‌تر از خوب‌ترین ِ زن‌ها

از تبار پدرانی که پیمبر ماندند

لاله‌هایی که شکفتند، که پرپر ماندند

گل در این دشت خریدار خودش را دارد

دشت ، دلتنگی دیدار خودش را دارد

سر بالین پیمبر به خدا تنهایی

چون که خورشید پرستار خودش را دارد

جز علی هیچ کسی لایق لبخندت نیست

هر که دلداده شود یار خودش را دارد

تو و مولا ، گل و صحرا ، شب و غربت ، پیداست

هر که عاشق شده دلدار خودش را دارد

اشک‌های تو زلیخا به زلیخا مصر است

این مدینه ست که بازار خودش را دارد

چند سجاده ، دو دلداده ، حصیری ساده

خانه‌ات شوکت دربار خودش را دارد

بی سبب نیست ببخشد پسرت دنیا را

چون کریمی ست که ایثار خودش را دارد

پسرانت چه رشیدند، خوارج بیدند

این سپاهی ست که انصار خودش را دارد

چادری سوخت، دری سوخت، جهان پنجره شد

آه ... این پنجره دیوار خودش را دارد

تا کجا رفت که عطرش همه جا باقی ماند

خانه توست که اسرار خودش را دارد

وقت تشیع اگر دور و برت خلوت بود

مجلس ات جمع عزادار خودش را دارد

شهر خوابید و علی بر سر چاهی بارید

شب تشیع تو بیدار خودش را دارد

بعد تو هیچ کسی محرم خورشید نشد

عشق ، مردان وفادار خودش را دارد

بعد تو تکه نانی ست نمک گیر لبش

همسرت سفره افطار خودش را دارد

پسران تو به پروانگی عادت دارند

در کنارت همه جا غسل زیارت دارند

در هوای قدم تو جگری سوخت در آب

پدری گوشه نشین شد ، پسری سوخت در آب

پسر دیگر تو تشنه دیدارت بود

کربلا پرده ی افتاده به دیوارت بود

پسرت داغ تو را بر جگر نیزه گذاشت

ناگهان بال زد و سر به سر نیزه گذاشت

دخترت غنچه سرخی ست که پرپر می‌سوخت

گاه از داغ پدر ، گاه برادر می‌سوخت

مادر این همه پروانه خوشنام تویی

از سر آغاز عیان بود سر انجام تویی

ای که دارند نفس , جنگل و دریا از تو

چه شد آن شب که بریدند نفس‌ها از تو ؟

آه ... پروانه پر سوخته باغ نبی

شمع و گل قصه نوشتند چه زیبا از تو !

با غم و اشک چه به چاه بگوید آخر

غیر لبخند ندیده ست که مولا از تو

خانه ات مثل بهشت است چه فرقی دارد

پس بگیرند اگر باغ فدک را از تو ؟

با لبی تشنه پسرهای تو ماندند ولی

مهرت آب است که دریا شده دریا از تو

تو شفیعی ! همه هنگام دعا می‌مانیم

از خداوند بخواهیم مدد یا از تو

دل بریدیم و نبستیم ، شفاعت کردی

پای عهدی که شکستیم ، شفاعت کردی

حال ما ، گریه ما ، خنده ما از شرم است

حرف‌های دل شرمنده ما از شرم است

چشم شرمنده ما نزد تو گریان ، بهتر

دل به دلداده رسد هر چه پریشان، بهتر

دل به صحرا زده مولا که غمت سنگین است

دل دریا زده در بند بیابان بهتر

اشک‌های دل خون دیده مولا کافیست

تا شود خانه‌ات از کلبه احزان بهتر

شب تشیع تو مولا پسرانش را گفت

هر چه مهمان برسد نیست ز سلمان بهتر

روضه در روضه بریزند اگر اهل بقیع

در هوای قدمت اشک فراوان بهتر

دیدن جن و ملک روی زمین دشوار است

پس بماند حرمت قبله ی پنهان بهتر

***

پسرت آمده امروز به منبر برود

شب قرار است قرار از کف ما در برود

 


[ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

 من فرمان کندن این جوی را دادم، از رودخانه‌ای به نام نیل، که در مصر جاری است تا دریایی که از پارس می‌رود. پس از آن این جوی کنده شد، چنان‌که فرمان دادم و کشتی‌ها از مصر از میان این جوی به سوی پارس روانه شدند، چنان‌که میل من بود.

دوران پرتنش سلطنت کوروش و سفرهای جنگی بسیار و تلاش او برای به‌وجود آوردن یک امپراتوری متحد، دیگر فرصتی ب انجام کارهای اصلاحی و سازندگی در قلمروی حکومتش به او نداد. کمبوجیه هم در طول حکومت کوتاهش که بیشتر به جنگ گذشت، نتوانست آن‌گونه که باید دست به اصلاحات بزند. شورش‌های ابتدای سلطنت داریوش او را به این نتیجه رساند که برای اداره سرزمینی وسیع با اقوام و مذاهب و اعتقادات گوناگون باید نظم و سازمان و قانون وجود داشته باشد که تمامی ساکنان امپراتوری از آن پیروی کنند. او در انجام کارهای اصلاحی خود از افکار و اندیشه‌های کوروش که موفق به اجرای آنها نشده بود، بسیار بهره گرفت.

اقدامات داریوش طی دوران سلطنتش در زمینه‌های گوناگون از راهسازی و معماری گرفته تا تجهیز سپاه و قوانین سیاسی و مالیاتی در تاریخ کم نظیر است . به همین دلیل است که در بررسی تاریخ هخامنشیان همیشه کوروش را بنیانگذار و داریوش را سازنده می‌نامیم. در اینجا ابتدا به بناهای معروفی که داریوش دستور ساخت آن را داده بود(با تمرکز ویژه روی تخت جمشید) می پردازیم و سپس در انتهای پرونده به سراغ بقیه اقدامات داریوش می رویم.

ساخت کانال سوئز

«... من داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای دارای همه گونه مردم، شاه در این زمین بزرگ دور و دراز، پسر ویشتاسپ هخامنشی. داریوش شاه گوید: من پارسی هستم. از پارس مصر را گرفتم. من فرمان کندن این جوی (ترعه) را دادم، از رودخانه‌ای به نام نیل، که در مصر جاری است تا دریایی که از پارس می‌رود. پس از آن این جوی کنده شد، چنان‌که فرمان دادم و کشتی‌ها از مصر از میان این جوی به سوی پارس روانه شدند، چنان‌که میل من بود.»

کتیبه داریوش در کنار ترعه سوئز

حفر کانال سوئز در قرن هفتم قبل از میلاد توسط دومین فرعون مصر از سلسله بیست و ششم به نام «نکو» آغاز شد؛ ولی به دلیل بروز مشکلات این کار به اتمام نرسید تا آنکه یک قرن بعد مجدداً به دستور داریوش تجدید ساخت شده و موردبهره‌برداری قرار گرفت. هردودت می‌نویسد که طول این کانال به اندازه چهار روز دریاپیمایی بوده و عرض آن به اندازه‌ای بوده که دو کشتی بزرگ با سه ردیف پارو زن می‌توانستند از کنار هم رد شوند. سه کتیبه از داریوش به یادبود ساخت این کانال در 33 کیلومتری شمال سوئز در ساحل غربی کانال فعلی پیدا شده‌اند.

دو کتیبه کوچک تنها به معرفی داریوش اختصاص دارد و کتیبه بزرگ‌تر 12 سطر دارد که نشان‌دهنده این است که این کانال به دستور داریوش حفر شده. به غیر ‌از حفر کانال سوئز، او در این سرزمین به تعمیر و ایجاد بناهای مذهبی نیز همت گماشت. از جمله این بناها باید از معبد «آمُن» نام برد که درآن زمان در هیبس در واحه‌ای به نام خرقه در جنوب غربی تِب که اکنون لکسور نامیده می‌شود، بنا شد. با مقایسه طرح این معبد با کاخ تخت جمشید متوجه شباهت‌های غیر‌قابل انکاری می‌شویم. در مصر کتیبه‌های متعددی‌یافت شده است که حکایت از فعالیت‌های داریوش در این سرزمین می‌کند.

کتیبه بیستون

به غیر‌از تخت جمشید، داریوش در بابل و شوش و هگمتانه نیز دست به ساخت و تعمیر چند کاخ‌ زده بود. به غیر‌از این کاخ‌ها معروف‌ترین اثر به جای مانده از داریوش، کتیبه بزرگ او در 30 کیلومتری شرق کرمانشاه است که در ارتفاع 100 متری بر سینه کوه صخره‌ای بیستون کنده شده است. این کتیبه در واقع بازگو‌کننده وقایع اولین سال‌های سلطنت داریوش و فتوحاتی است که در جریان سرکوب اغتشاشات و شورش‌های داخلی نصیب او شده است. داریوش در این کتیبه ضمن معرفی خود و خانواده‌اش و تکیه بر این اصل که از ریشه و نژاد کوروش است، به شرح حوادثی که منجر به جانشینی او می‌شود می‌پردازد.

در این کتیبه حدود قلمرو و نام ایالات تابعه در ابتدای سلطنت و همچنین نام تمامی شورشیان و محل شورش وتاریخ سرکوبی آنها ذکر شده است. کتیبه بیستون در چند مرحله تکمیل شده و حتی برای اضافه کردن مطالب تازه گاهی مجبور به حذف قسمت‌ها و بخش‌هایی شده‌اند که از قبل در سنگ کنده شده بود. متن فارسی باستان در 414 سطر و در پنج ستون قرار دارد که در زیر آن تصویر شاه و 9 تن از مدعیان سلطنت که اسیر شده‌اند به تصویر کشیده شده است. متن عیلامی نیز در 593 سطر در هشت ستون و متن بابلی آن در 112 سطر و در دو نسخه طرفین کوه کنده‌کاری شده است.

در بالای این کتیبه تصویر داریوش قرار دارد که در مقایسه با تصویر دیگران بزرگ‌تر و مشخص‌تر است. پشت سر او کماندار مخصوص و سپس نیزه دار مخصوص او که پدر اولین همسر داریوش نیز بوده، ایستاده‌اند.. در مقابل او نیز دیگر مدعیان سلطنت و سرکردگان شورش‌های ابتدای حکومتش با لباس‌های خاص خودشان در‌حالی‌که دستانشان از پشت بسته شده و گردن‌هایشان هم با طنابی به یکدیگر متصل است دیده می‌شوند. بر فراز سر داریوش نقش فروهری که نشان اهورامزداست در پرواز است.

آرامگاه‌های نقش رستم

نقش رستم یکی دیگر از آثار به جا مانده از زمان داریوش است . در محوطه باستان نقش رستم در 6 کیلومتری تخت جمشید بر دیواره صخره‌ای کوه، آرامگاه داریوش اول و سه تن دیگر از پادشاهان هخامنشی وجود دارد. نمای بیرونی آرامگاه داریوش و دیگر آرامگاه‌ها کاملاً متفاوت با دخمه‌ها و آرامگاه‌هایی است که پیش از این وجود داشته است. این نما حالت علامت جمع و به ارتفاع 22 متر است و هر کدام از بازوان آن 90/10 متر است. به دلیل وجود کتیبه‌ای به نام داریوش در بالای آرامگاه میانی تعلق آن به داریوش غیر‌قابل انکار است.

در قسمت بالای آرامگاه تصویری از داریوش به پهنای 12 متر و بلندی 6 متر نقش شده است. در این تصویر داریوش در برابر آتشدانی فروزان در‌حالی‌که نگاره اهورامزدا در بالای سرش در حال پرواز است، نشان داده شده است. شاه دست راستش را برای احترام بلند کرده و در دست چپش کمانی دارد. تخت شاهی روی دست 28 تن از نمایندگان ملل تابعه قرار دارد و کمان دار و نیزه دار مخصوص او در پشت سرش ایستاده‌اند. قسمت پایین نمای آرامگاه مانند ایوان کاخی شاهی نشان داده شده که سقف آن روی چهار ستون قرار دارد و در قسمت میانی آن دری وجود دارد که مدخل ورودی به آرامگاه است.

پیرامون این در با گل‌های 12 پر تزئین شده و بالای ستون‌ها نیز با ردیفی از شیرهای ایستاده مزین است. درون آرامگاه داریوش 9 قبر در سه ردیف وجود دارد که به غیر‌از قبر داریوش بقیه باید متعلق به همسران یا فرزندان او باشند. مشخص است که پس از گذاردن جسد در هر قبر با سنگی بزرگ و محدب به قطر 25 سانتی‌متر که بزرگ‌تر از دهانه قبر است، بسته می‌شده است. برای جلوگیری از سرایت آب کوهستان به درون قبرها، دور تا دور سنگ‌های قبر مجرایی برای راندن آب به خارج کنده شده است. در نقش رستم دو کتیبه از داریوش به خط میخی که هر کدام 60 سطر دارد، یکی بر فراز آرامگاه او و دیگری بر طرف چپ در ورودی آرامگاه وجود دارد.

«...‌ای مرد، فرمان اهورامزدا به نظر تو ناپسند نیاید. راه راست را ترک منما، شورش مکن،... داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا چنان کسی هستم که راستی را دوست هستم، بدی را دوست نیستم. نه مرا میل است که به ضعیف از طرف توانا بدی کرده شود. نه آن مرا میل است که توانایی از طرف ضعیف به او بدی کرده شود. آنچه راست است آن میل من است. دروغگو نیستم. تندخو نیستم. آن چیزی که هنگام خشم بر من وارد شود، سخت با اراده نگاه می‌دارم...»

در یک نگاه

چه کسانی تخت جمشید راساختند؟

کشف گل نوشته‌های عیلامی در گوشه شمال شرقی صفه که بخشی از باروی تخت جمشید بوده است، توانست پاسخ بسیاری از سوالات در باره سازندگان و نحوه استخدام و میزان حقوق و دستمزد و بسیاری مطالب دیگر را روشن سازد. ابتدا تصور می‌شد این گل نوشته‌ها که حدود 30هزار عدد هستند، حاوی اطلاعاتی از سیاست‌ها و مجهولات زندگی حکام و پادشاهان، یا متونی ادبی و علمی باشند؛ اما با مطالعه و ترجمه آنها مشخص شد که آنها شامل رسیدهای پرداخت، صورت حساب‌ها و میزان دستمزدها و گزارشات مالی و حسابداری هستند.

براساس همین گل نوشته‌ها بود که مشخص شد هیچ برده یا مزدوری برای کار در تخت جمشید مورد استفاده قرار نگرفته است. تمامی افراد از معماران و ناظران و سرکارگران گرفته تا کارگران ساده همگی در مقابل کار خود حقوق دریافت می‌کرده‌اند. مدیر ارشد امور مالی تخت جمشید به نام «باراد کاما» برای نظارت بر کار ساخت و ساز و امور مربوط به کارکنان به صورت دائمی در محل حضور داشته و خود شخصا بر تمام مصالح و کالاهای وارداتی و ضبط و ثبت امور مالی رسیدگی می‌کرده است. جالب است بدانیم که در میان سرکارگران و ناظران زنانی بوده‌اند که تعداد زیادی کارگر تحت ریاست و نظارتشان کار می‌کردند.

مساله مهمی که در مورد کار زنان در دوره هخامنشی وجود داشته و مشابه آن در سایر تمدن‌ها و حکومت‌های همزمان و حتی بعد از آنان و شاید حتی در عصر حاضر هم وجود نداشته باشد، این است که زنان حقوقی بیشتر از مردان دریافت می‌کردند و حتی در دوره بارداری و پس از آن از مرخصی و جیره و حقوق بیشتر برخوردار بودند. براساس این گل نوشته‌ها مشخص شده است که در دوران داریوش کبیر نه تنها کارمندان دولتی و غیر‌دولتی از جیره و مواجب برخوردار بودند؛ بلکه مسافران، روحانیون، خدایان، پرستشگاه‌ها و اماکن مقدس، کوه‌ها، رودها، جنگل‌ها و پردیس‌ها و حتی مراسم آیینی و مذهبی از جیره و مواجب خاص خود برخوردار بوده‌اند.

باید پذیرفت که وجود امنیت و آرامش در سراسر قلمرو پادشاهی و همچنین وجود رفاه و امنیت شغلی و اجتماعی از مهم‌ترین علل به وجود آمدن آثار بدیع و شگفت‌آور در این دوره بوده است. این متخصصان و کارشناسان و کارگران بدون نگرانی و فارغ از هرگونه آشفتگی فکری درباره زندگی خود و خانواده‌هایشان با تمام علاقه خود را صرف کار در مکانی کرده‌اند که شاید صدها کیلومتر از محل اصلی زندگی‌شان فاصله داشته است.

 


[ دوشنبه 28 فروردین 1391 ] [ 05:21 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]
          

دوستان آمد بهار عیش و فصل کامرانی

مژده آورده گل وخواهد زبلبل مژدگانی

وان بنفشه بین پریشان کرده آن زلف معطر

کرده دلها را پریشان همچو زلفین فلانی

عشق بلبل کرده گل را در حریم باغ بیتاب

آشکارا گوید از شهنازو شورومهربانی

قمریک ماهور خواند هدهد آواز عراقی

کبک صوت دشتی و تیهو بیات اصفهانی

کی چنین خرم بهاران دیده چشم اهل ایران

کرده نوروز کهن از نو خیال نو جوانی

یا خداوند این بساط عیش را کرده فراهم

تا به صد عزت نماید از ولیش مهمانی

حضرت صاحب زمان مشکواه انوار الهی

مالک کون و مکان مرات ذات لا مکانی

مظهر قدرت ولی عصر سلطان دو عالم

قایم آل محمد مهدی صاحب زمانی

با بقا ذات مسعودش همه موجود باقی

بی لحاظ اقدسش یکدم همه مخلوق فانی

دیوان حضرت امام(ره)


[ سه شنبه 1 فروردین 1391 ] [ 06:25 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

لا ای یوسف زهرای اطهر

صدایت میکنم با دیده تر

نمایم ناله از درد جدایی

بگو مهدی زهرا کی می آیی

زهجران رخت میسوزد این دل

نما در این دل بشکسته منزل

اگر یکدم شوم من همدم تو

نمایم جان فدای مقدم تو

چه زیبا باشد از خال لب تو

ببینم ذکر یارب یارب تو

چه میشه گر ببینم یک نگاهت

شوم قربانی خال سیاهت

بده اذنم به حق آبرویت

شود ورد زبان نام نکویت

مگر هجران تو پایان ندارد

که این سوز دلم درمان ندارد

ندیده روی تو گشتم گرفتار

ببخشایم ، ببخشایم ، اگر می باشدم خار

بیا مهدی بیا بنما عنایت

ترحم کن دمی بر این گدایت


[ جمعه 12 اسفند 1390 ] [ 06:41 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

 منصور بن حازم نقل است : ((به امام صادق علیه السلام عرض كردم : خداى متعال ، بزرگتر و با كرامت تر از آن است كه به واسطه خلقش شناخته شود، بلكه این خلق است كه به واسطه او شناخته مى شوند.

امام علیه السلام فرمود: سخنت درست است !

عرض كردم : كسى كه مى داند او را خدایى است ، سزاوار است كه این را نیز بداند كه همان خدا را، رضا و سخطى است و رضا و سخطش جز به واسطه وحى و یا رسول شناخته نشود؛ پس آن كه خود، پیامبر و رسول نیست ، بایستى به جستجوى پیامبر باشد و چون او را جوید، در خواهد یافت كه پیامبران ، حجت خدایند و طاعتشان واجب و فرض است . من از مردم پرسیدم : آیا نمى دانید كه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ، حجت خداوند بر خلقش بود؟

مردم گفتند: آرى !

گفتم : حال كه ایشان رحلت فرموده ، حجت كیست ؟

گفتند: قرآن ، حجت است ! من نیز به قرآن رجوع كردم ، ولى دریافتم كه مرجییان و قدریان و حتى زندیقى كه ایمانى ندارد، در (معانى ) آن اختلاف نظر دارند و هر كدام براى تفوق و پیروزى بر دیگرى از آن بهره مى جویند! پس دریافتم كه قرآن جز به قیّمى كه هر چه او درباره قرآن بگوید حق است ، حجت نخواهد بود. از آنان پرسیدم : قیّم قرآن كیست ؟

پاسخ دادند: ابن مسعود! او قرآن را خوب مى داند و همچنین عمر و حذیفه !

گفتم : آیا تمامش را مى دانند؟

پاسخ دادند: خیر!

پس كسى جز على علیه السلام را نیافتم كه بگویند او تمام قرآن را مى داند. چون مسئله اى پیش آید، همه مى گویند: نمى دانم ! نمى دانم ! ولى آن على علیه السلام است كه مى فرماید: مى دانم .

پس گواهى مى دهم كه على علیه السلام ، قیم قرآن بوده ، اطاعت از او واجب است و او بعد از رسول صلى الله علیه و آله و سلم ، حجت خداست بر مردم ، و آن چه او درباره قرآن گوید، حق است .

پس امام فرمود: خدایت رحمت كند!...)).)

 


[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 06:52 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

 

«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم». این دستورالعملی است که خود آقا امام عصر(عج الله)دردیدار باآیت الله مرعشی نجفی به ایشان فرمودندکه دررکوع های نماز بویژه رکوع اخر تاکید کردند بخوانید.

شاید بعضی ازشما دیده باشیدبرخی ائمه جماعات دررکوع آخر نمازشان این ذکر رامیگویند:«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم». این دستورالعملی است که خود آقا امام عصر(عج الله)دردیدار باآیت الله مرعشی نجفی به ایشان فرمودندکه دررکوع های نماز بویژه رکوع اخر تاکید کردند بخوانید.

ترجمه آن ذکر این است:بارالها درودبرمحمدوآلش بفرست و بر عجز وناتوانی مارحم کن وبه حق محمد وآل او به داد ما برس

 

دیدار یار غائب - ملاقات حضرت آیة الله العظمی مرعشی نجفی، قدس سره

در ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت،علیهم السلام، در نجف اشرف، شوق زیادی جهت دیدارجمال مولایمان بقیة الله الاعظم، عجل الله تعالی فرجه،داشتم با خود عهد کردم چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم، به این نیت که جمال آقا صاحب الامر،علیه السلام، را زیارت کنم و به این فوز بزرگ نایل شوم.

تا 35 یا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم تصادفا در این شب رفتنم از نجف به تاخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود نزدیک شب وحشت و ترس وجود مرا فرا گرفت مخصوصا از زیادی قطاع الطریق و دزدها، ناگهان صدای پایی را از پشت سر شنیدم که بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید. برگشتم به عقب، سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت: ای سید! سلام علیکم.\\

 

ترس و وحشت بکلی از وجودم رفت و اطمینان وسکون نفس پیدا کردم و تعجب آور بود که چگونه این شخص در تاریکی شدید، متوجه سیادت من شد و در آن حال من از این مطلب غافل بودم. به هر حال سخن می گفتیم و می رفتیم از من سؤال کرد:

کجا قصد داری؟

گفتم: مسجد سهله.

فرمود: به چه جهت؟

گفتم: به قصد تشرف و زیارت ولی عصر،علیه السلام.

مقداری که رفتیم به مسجد زید بن صوحان که مسجدکوچکی است نزدیک مسجد سهله رسیدیم داخل مسجدشده و نماز خواندیم و بعد از دعایی که سید خواند که،مثل آن بود که دیوار و سنگها با او آن دعا را می خواندند;احساس انقلابی عجیب در خود نمودم که از وصف آن عاجزم.

بعد از دعا سید فرمود: سید تو گرسنه ای، چه خوب است شام بخوری.

پس سفره ای را که زیر عبا داشت بیرون آورد و درآن سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود. مثل اینکه تازه از باغ چیده و آن وقت چله زمستان و سرمای زننده ای بود و من منتقل به این معنا نشدم که این آقا این خیار تازه سبز را در این فصل زمستان از کجا آورده؟طبق دستور آقا شام خوردم.

سپس فرمود: بلند شو تا به مسجد سهله برویم.

داخل مسجد شدیم آقا مشغول اعمال وارده درمقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظیفه می کردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتداکردم و متوجه نبودم که این آقا کیست؟

بعد از آنکه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود:

ای سید آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد کوفه می روی یا در همین جا می مانی؟

گفتم: می مانم و سپس در وسط مسجد در مقام امام صادق، علیه السلام، نشستیم.

به سید گفتم: آیا چای یا قهوه یا دخانیات میل داری آماده کنم؟

در جواب کلام جامعی را فرمود: این امور از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم.

این کلام در اعماق وجودم اثر گذاشت به نحوی که هرگاه یادم می آید ارکان وجودم می لرزد به هر حال مجلس نزدیک دو ساعت طول کشید و در این مدت مطالبی رد و بدل شد که به بعضی از آنها اشاره می کنم؟

1. در رابطه با استخاره سخن به میان آمد. سید عرب فرمود:

ای سید با تسبیح به چه نحو استخاره می کنی؟

گفتم: سه مرتبه صلوات می فرستم و سه مرتبه می گویم: «استخیر الله برحمته خیرة فی عافیة » پس قبضه ای از تسبیح را گرفته می شمارم، اگر دو تا بماند بداست و اگر یکی ماند خوب است.

فرمود: برای این استخاره، باقی مانده ای است که به شما نرسیده و آن این است که هرگاه یکی باقی ماند فوراحکم به خوبی استخاره نکنید بلکه توقف کنید و دوباره بر ترک عمل استخاره کنید اگر زوج آمد کشف می شوداستخاره اول خوب است اما اگر یکی آمد کشف می شودکه استخاره اول میانه است.

به حسب قواعد علمیه می بایست دلیل بخواهیم و آقاجواب دهد به جای دقیق و باریکی رسیدیم پس به مجرداین قول تسلیم و منقاد شدم و در عین حال متوجه نیستم که این آقا کیست.

2. از جمله مطالب در این جلسه تاکید سید عرب بر تلاوت و قرائت این سوره ها بعد از نمازهای واجب بود. بعد ازنماز صبح سوره یاسین و بعد از نماز ظهر سوره عم بعداز نماز عصر سوره نوح و بعد از مغرب سوره واقعه وبعد از نماز عشاء سوره ملک.

3. دیگر اینکه تاکید فرمودند: بر دو رکعت نماز بین مغرب و عشا که در رکعت اول بعد از حمد هر سوره ای خواستی می خوانی و در رکعت دوم بعد از حمد سوره واقعه را می خوانی و فرمود: کفایت می کند این از خواندن سوره واقعه بعد از نماز مغرب، چنانکه گذشت.

4. تاکید فرمود که: بعد از نمازهای پنجگانه این دعا رابخوان:

«اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم و وحشة الصدر و وسوسة الشیطان برحمتک یا ارحم الراحمین ».

5. و دیگر تاکید بر خواندن این دعا بعد از ذکر رکوع درنمازهای یومیه خصوصا رکعت آخر:

 

«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم».

6. در تعریف و تمجید از شرایع الاسلام مرحوم محقق حلی فرمود:

تمام آن مطابق با واقع است مگر کمی از مسایل آن.

7. تاکید بر خواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن، برای شیعیانی که وارثی ندارند یا دارند و لکن یاد از آنهانمی کنند.

8. تحت الحنک را از زیر حنک دور دادن و سر آن را درعمامه قرار دادن چنانکه علمای عرب به همین نحو عمل می کنند و فرمود: در شرع اینچنین رسیده است.

9. تاکید بر زیارت سید الشهدا، علیه السلام.

10. دعا در حق من و فرمود: قرار دهد خدا تو را ازخدمتگزارن شرع.

11. پرسیدم: نمی دانم آیا عاقبت کارم خیر است و آیا من نزد صاحب شرع مقدس رو سفیدم؟

فرمود: عاقبت تو خیر و سعیت مشکور و روسفیدی.

گفتم: نمی دانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستند یا نه؟

فرمود: تمام آنها از تو راضی اند و درباره ات دعامی کنند.

استدعای دعا کردم برای خودم که موفق باشم برای تالیف و تصنیف.

دعا فرمودند.

 


[ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 06:51 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

الا به باغ وجودم گل بهار بیا

به احتضار فتادم ز انتظار بیا

نوید فتح و ظفر در فروغ طلعت تُست

چو آفتاب از آن سوی کوهسار بیا

قرار نیست به جانی که نیست جانانش

به بیقراری جانهای بیقرار بیا

به دستهای ز تن افتاده در ره عشق

به پایداری عشاق پایدار بیا

چراغ کلبه جان بی تو دل گرفت بتاب

فروغ دیده ، در این چشم اشکبار بیا

بیا که بی تو دلم بهانه میگیرد

به این نشان ز کویت نشانه میگیرد

شدم گدای در خانه ای که جبرائیل

همیشه اذن از این آستانه می گیرد.

 


[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 06:48 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

هفت شماره را می گیرم:ایمان، عشق، محبت، صداقت، ایثار، وفاداری، عدل

 ... بــــــــــــــــــــوق ...

شماره مورد نظر در شبكه زندگی موجود نمی باشد،

لطفا «مجددا» شماره گیری نفرمایید!

هفت شماره دیگر: دوست، یار، همراه، همراز، همدل، غمخوار، راهنما

... بــــــــــــــــــــوق ...

مشترك مورد نظر در دسترس نمی باشد!

باز هم هفت شماره دیگر: خدا، پروردگار، حق، رب، خالق، معبود، یكتا

... بــــــــــــــــــــوق ...

لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید:

سلام ... خدای من !

تو می دانی كه من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم كنم راه قشنگ آرزوها را

مبادا گم كنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قطار موهبت هایت

مرا تنها تو نگذاری

كه من تنهاترین تنهام؛ انسانم

خدا گوید:

تو ای زیباتر از خورشید زیبایم

تو ای والاترین مهمان دنیایم

تو ای انسان!

بدان همواره آغوش من باز است

شروع كن...

یك قدم با تو

تمام گا مهای مانده اش با من!

 


[ دوشنبه 17 بهمن 1390 ] [ 06:15 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

مسئله امامت و جانشینی پیامبر، از مهم ترین و گسترده ترین موضوعاتی است که  در طول چهارده قرن گذشته، همواره مورد توجه مسلمانان و محل بحثهای فراوان بوده است .

شناخت و جدا کردن حق از باطل و آگاهی بر مبانی اعتقادی و لزوم تقویت آن در برابر تبلیغات مسموم و زهرآگینی که بعضا با الفاظ فریبنده و گمراه کننده همراه است، ضرورت پرداختن به چنین مباحثی را بیشتر می نماید .
… پیامبر در حالی که چشمانش اشک آلود شده بود فرمود : ای فاطمه مگر نمی دانی ما اهل بیتی هستیم که خداوند برای ماآخرت را بر دنیا ترجیح داده و فنا را بر همه خلقش حتمی نموده است  .

خداوند تبارکی و تعالی توجهی به زمین نموده و مرا از میان آنان انتخاب کرد و به پیامبری بر گزید . سپس برای دوم بار توجهی به زمین نموده و همسر تو (حضرت علی (ع) ) را انتخاب کرده و به من دستور داد تا تو را به ازدواج وی در آورم و او را بعنوان برادر و وزیر و وصی و جانشین خود و امتم قرار دهم .
پس پدر تو برترین انبیا و رسولان خداوند است و شوهر تو بهترین اوصیا و وزیران است و تو اول کسی از خاندان من هستی که به من ملحق می شوی .
سپس خداوند توجهی به زمین کرد و تو را و یازده نفر از فرزندانت و فرزندان شوهرت را که از
 نسل تو هستند انتخاب نمود …

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: مهدی از فرزندان من است، نامش نام من (م ح م د) و کنیه اش کنیه من (ابوالقاسم) می باشد، ‌در صورت و سیرت از همه کس به من شبیه تر است. برای او غیبتی است که در آن مردم دچار حیرت می گردند و بسیاری از دسته ها و گروههای مردم، گمراه می شوند، آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت بدر آید و زمین را پر از عدل و داد کند آن چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد

آغاز ولایت تاج گذاری حضرت مهدی (عج) و فرارسیدن ایام شادی اهل بیت بر عموم شیعیان مبارک.

 


[ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 06:18 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

 همون طور که میدونین روز هشتم ربیع الاول روز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام هست و روی این حساب روز نهم ربیع الاول اولین روز امامت امام زمان عجل الله فرجه هست و  این یکی از بهترین عیدهای شیعه هست که باید واقعا قدر این روز عزیز رو بدونیم و این روز را عید قرار بدیم و به هم تبریک بگیم. به امید اینکه روز  ظهور امام زمان رو جشن بگیریم

برخیز مهدیاکه به عهدت وفاکنی

                                                     ما را نوید سبز عدالت عطا کنی

تو لاله شکفته به دامان نرگسی

                                                     جان جهان ز عطر رخت با صفا کنی

تا بشکفد به غنچه لبها تبسمت

                                                     کار  مسیح مریم و آب بقا کنی

باغ زمان فسرده ز پاییز ظلمهاست      

                                                      باید زمین به روح بهار آشنا کنی

وقتی که دست بسته زنجیر حسرتیم  

                                                      بیرون تمام سلسله ها را ز پا کنی

برخیز تا به شور شرر بار ذوالفقار

                                                       ما را زدست فتنه عالم رها کنی

پس با تمام صولت اجداد خویشتن

                                                       حق را ز جور و ظلمت باطل جدا کنی

 

 


[ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 06:17 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

تعداد کل صفحات : 18 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ،

از روز الست با رضا گفتم چشم

من آمده ام تا به ولایت برسم،

گفتی انا من شروطها گفتم چشم


* * * * * * * * * * * * * * * *

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام ، تنها بدادم میرسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی ؟

از کبوترها که میپرسم نشانم میدهند

گنبد و گلدسته هایت را به دادم میرسی ؟

من دخیل التماس را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی ؟



نویسندگان
لینک دوستان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت