امید وصال
هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی........
قالب وبلاگ

 

«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم». این دستورالعملی است که خود آقا امام عصر(عج الله)دردیدار باآیت الله مرعشی نجفی به ایشان فرمودندکه دررکوع های نماز بویژه رکوع اخر تاکید کردند بخوانید.

شاید بعضی ازشما دیده باشیدبرخی ائمه جماعات دررکوع آخر نمازشان این ذکر رامیگویند:«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم». این دستورالعملی است که خود آقا امام عصر(عج الله)دردیدار باآیت الله مرعشی نجفی به ایشان فرمودندکه دررکوع های نماز بویژه رکوع اخر تاکید کردند بخوانید.

ترجمه آن ذکر این است:بارالها درودبرمحمدوآلش بفرست و بر عجز وناتوانی مارحم کن وبه حق محمد وآل او به داد ما برس

 

دیدار یار غائب - ملاقات حضرت آیة الله العظمی مرعشی نجفی، قدس سره

در ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت،علیهم السلام، در نجف اشرف، شوق زیادی جهت دیدارجمال مولایمان بقیة الله الاعظم، عجل الله تعالی فرجه،داشتم با خود عهد کردم چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم، به این نیت که جمال آقا صاحب الامر،علیه السلام، را زیارت کنم و به این فوز بزرگ نایل شوم.

تا 35 یا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم تصادفا در این شب رفتنم از نجف به تاخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود نزدیک شب وحشت و ترس وجود مرا فرا گرفت مخصوصا از زیادی قطاع الطریق و دزدها، ناگهان صدای پایی را از پشت سر شنیدم که بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید. برگشتم به عقب، سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت: ای سید! سلام علیکم.\\

 

ترس و وحشت بکلی از وجودم رفت و اطمینان وسکون نفس پیدا کردم و تعجب آور بود که چگونه این شخص در تاریکی شدید، متوجه سیادت من شد و در آن حال من از این مطلب غافل بودم. به هر حال سخن می گفتیم و می رفتیم از من سؤال کرد:

کجا قصد داری؟

گفتم: مسجد سهله.

فرمود: به چه جهت؟

گفتم: به قصد تشرف و زیارت ولی عصر،علیه السلام.

مقداری که رفتیم به مسجد زید بن صوحان که مسجدکوچکی است نزدیک مسجد سهله رسیدیم داخل مسجدشده و نماز خواندیم و بعد از دعایی که سید خواند که،مثل آن بود که دیوار و سنگها با او آن دعا را می خواندند;احساس انقلابی عجیب در خود نمودم که از وصف آن عاجزم.

بعد از دعا سید فرمود: سید تو گرسنه ای، چه خوب است شام بخوری.

پس سفره ای را که زیر عبا داشت بیرون آورد و درآن سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود. مثل اینکه تازه از باغ چیده و آن وقت چله زمستان و سرمای زننده ای بود و من منتقل به این معنا نشدم که این آقا این خیار تازه سبز را در این فصل زمستان از کجا آورده؟طبق دستور آقا شام خوردم.

سپس فرمود: بلند شو تا به مسجد سهله برویم.

داخل مسجد شدیم آقا مشغول اعمال وارده درمقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظیفه می کردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتداکردم و متوجه نبودم که این آقا کیست؟

بعد از آنکه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود:

ای سید آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد کوفه می روی یا در همین جا می مانی؟

گفتم: می مانم و سپس در وسط مسجد در مقام امام صادق، علیه السلام، نشستیم.

به سید گفتم: آیا چای یا قهوه یا دخانیات میل داری آماده کنم؟

در جواب کلام جامعی را فرمود: این امور از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم.

این کلام در اعماق وجودم اثر گذاشت به نحوی که هرگاه یادم می آید ارکان وجودم می لرزد به هر حال مجلس نزدیک دو ساعت طول کشید و در این مدت مطالبی رد و بدل شد که به بعضی از آنها اشاره می کنم؟

1. در رابطه با استخاره سخن به میان آمد. سید عرب فرمود:

ای سید با تسبیح به چه نحو استخاره می کنی؟

گفتم: سه مرتبه صلوات می فرستم و سه مرتبه می گویم: «استخیر الله برحمته خیرة فی عافیة » پس قبضه ای از تسبیح را گرفته می شمارم، اگر دو تا بماند بداست و اگر یکی ماند خوب است.

فرمود: برای این استخاره، باقی مانده ای است که به شما نرسیده و آن این است که هرگاه یکی باقی ماند فوراحکم به خوبی استخاره نکنید بلکه توقف کنید و دوباره بر ترک عمل استخاره کنید اگر زوج آمد کشف می شوداستخاره اول خوب است اما اگر یکی آمد کشف می شودکه استخاره اول میانه است.

به حسب قواعد علمیه می بایست دلیل بخواهیم و آقاجواب دهد به جای دقیق و باریکی رسیدیم پس به مجرداین قول تسلیم و منقاد شدم و در عین حال متوجه نیستم که این آقا کیست.

2. از جمله مطالب در این جلسه تاکید سید عرب بر تلاوت و قرائت این سوره ها بعد از نمازهای واجب بود. بعد ازنماز صبح سوره یاسین و بعد از نماز ظهر سوره عم بعداز نماز عصر سوره نوح و بعد از مغرب سوره واقعه وبعد از نماز عشاء سوره ملک.

3. دیگر اینکه تاکید فرمودند: بر دو رکعت نماز بین مغرب و عشا که در رکعت اول بعد از حمد هر سوره ای خواستی می خوانی و در رکعت دوم بعد از حمد سوره واقعه را می خوانی و فرمود: کفایت می کند این از خواندن سوره واقعه بعد از نماز مغرب، چنانکه گذشت.

4. تاکید فرمود که: بعد از نمازهای پنجگانه این دعا رابخوان:

«اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم و وحشة الصدر و وسوسة الشیطان برحمتک یا ارحم الراحمین ».

5. و دیگر تاکید بر خواندن این دعا بعد از ذکر رکوع درنمازهای یومیه خصوصا رکعت آخر:

 

«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم».

6. در تعریف و تمجید از شرایع الاسلام مرحوم محقق حلی فرمود:

تمام آن مطابق با واقع است مگر کمی از مسایل آن.

7. تاکید بر خواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن، برای شیعیانی که وارثی ندارند یا دارند و لکن یاد از آنهانمی کنند.

8. تحت الحنک را از زیر حنک دور دادن و سر آن را درعمامه قرار دادن چنانکه علمای عرب به همین نحو عمل می کنند و فرمود: در شرع اینچنین رسیده است.

9. تاکید بر زیارت سید الشهدا، علیه السلام.

10. دعا در حق من و فرمود: قرار دهد خدا تو را ازخدمتگزارن شرع.

11. پرسیدم: نمی دانم آیا عاقبت کارم خیر است و آیا من نزد صاحب شرع مقدس رو سفیدم؟

فرمود: عاقبت تو خیر و سعیت مشکور و روسفیدی.

گفتم: نمی دانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستند یا نه؟

فرمود: تمام آنها از تو راضی اند و درباره ات دعامی کنند.

استدعای دعا کردم برای خودم که موفق باشم برای تالیف و تصنیف.

دعا فرمودند.

 


[ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 06:51 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

الا به باغ وجودم گل بهار بیا

به احتضار فتادم ز انتظار بیا

نوید فتح و ظفر در فروغ طلعت تُست

چو آفتاب از آن سوی کوهسار بیا

قرار نیست به جانی که نیست جانانش

به بیقراری جانهای بیقرار بیا

به دستهای ز تن افتاده در ره عشق

به پایداری عشاق پایدار بیا

چراغ کلبه جان بی تو دل گرفت بتاب

فروغ دیده ، در این چشم اشکبار بیا

بیا که بی تو دلم بهانه میگیرد

به این نشان ز کویت نشانه میگیرد

شدم گدای در خانه ای که جبرائیل

همیشه اذن از این آستانه می گیرد.

 


[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ 06:48 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

هفت شماره را می گیرم:ایمان، عشق، محبت، صداقت، ایثار، وفاداری، عدل

 ... بــــــــــــــــــــوق ...

شماره مورد نظر در شبكه زندگی موجود نمی باشد،

لطفا «مجددا» شماره گیری نفرمایید!

هفت شماره دیگر: دوست، یار، همراه، همراز، همدل، غمخوار، راهنما

... بــــــــــــــــــــوق ...

مشترك مورد نظر در دسترس نمی باشد!

باز هم هفت شماره دیگر: خدا، پروردگار، حق، رب، خالق، معبود، یكتا

... بــــــــــــــــــــوق ...

لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید:

سلام ... خدای من !

تو می دانی كه من دلواپس فردای خود هستم

مبادا گم كنم راه قشنگ آرزوها را

مبادا گم كنم اهداف زیبا را

مبادا جا بمانم از قطار موهبت هایت

مرا تنها تو نگذاری

كه من تنهاترین تنهام؛ انسانم

خدا گوید:

تو ای زیباتر از خورشید زیبایم

تو ای والاترین مهمان دنیایم

تو ای انسان!

بدان همواره آغوش من باز است

شروع كن...

یك قدم با تو

تمام گا مهای مانده اش با من!

 


[ دوشنبه 17 بهمن 1390 ] [ 06:15 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

مسئله امامت و جانشینی پیامبر، از مهم ترین و گسترده ترین موضوعاتی است که  در طول چهارده قرن گذشته، همواره مورد توجه مسلمانان و محل بحثهای فراوان بوده است .

شناخت و جدا کردن حق از باطل و آگاهی بر مبانی اعتقادی و لزوم تقویت آن در برابر تبلیغات مسموم و زهرآگینی که بعضا با الفاظ فریبنده و گمراه کننده همراه است، ضرورت پرداختن به چنین مباحثی را بیشتر می نماید .
… پیامبر در حالی که چشمانش اشک آلود شده بود فرمود : ای فاطمه مگر نمی دانی ما اهل بیتی هستیم که خداوند برای ماآخرت را بر دنیا ترجیح داده و فنا را بر همه خلقش حتمی نموده است  .

خداوند تبارکی و تعالی توجهی به زمین نموده و مرا از میان آنان انتخاب کرد و به پیامبری بر گزید . سپس برای دوم بار توجهی به زمین نموده و همسر تو (حضرت علی (ع) ) را انتخاب کرده و به من دستور داد تا تو را به ازدواج وی در آورم و او را بعنوان برادر و وزیر و وصی و جانشین خود و امتم قرار دهم .
پس پدر تو برترین انبیا و رسولان خداوند است و شوهر تو بهترین اوصیا و وزیران است و تو اول کسی از خاندان من هستی که به من ملحق می شوی .
سپس خداوند توجهی به زمین کرد و تو را و یازده نفر از فرزندانت و فرزندان شوهرت را که از
 نسل تو هستند انتخاب نمود …

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: مهدی از فرزندان من است، نامش نام من (م ح م د) و کنیه اش کنیه من (ابوالقاسم) می باشد، ‌در صورت و سیرت از همه کس به من شبیه تر است. برای او غیبتی است که در آن مردم دچار حیرت می گردند و بسیاری از دسته ها و گروههای مردم، گمراه می شوند، آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت بدر آید و زمین را پر از عدل و داد کند آن چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد

آغاز ولایت تاج گذاری حضرت مهدی (عج) و فرارسیدن ایام شادی اهل بیت بر عموم شیعیان مبارک.

 


[ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 06:18 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

 همون طور که میدونین روز هشتم ربیع الاول روز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام هست و روی این حساب روز نهم ربیع الاول اولین روز امامت امام زمان عجل الله فرجه هست و  این یکی از بهترین عیدهای شیعه هست که باید واقعا قدر این روز عزیز رو بدونیم و این روز را عید قرار بدیم و به هم تبریک بگیم. به امید اینکه روز  ظهور امام زمان رو جشن بگیریم

برخیز مهدیاکه به عهدت وفاکنی

                                                     ما را نوید سبز عدالت عطا کنی

تو لاله شکفته به دامان نرگسی

                                                     جان جهان ز عطر رخت با صفا کنی

تا بشکفد به غنچه لبها تبسمت

                                                     کار  مسیح مریم و آب بقا کنی

باغ زمان فسرده ز پاییز ظلمهاست      

                                                      باید زمین به روح بهار آشنا کنی

وقتی که دست بسته زنجیر حسرتیم  

                                                      بیرون تمام سلسله ها را ز پا کنی

برخیز تا به شور شرر بار ذوالفقار

                                                       ما را زدست فتنه عالم رها کنی

پس با تمام صولت اجداد خویشتن

                                                       حق را ز جور و ظلمت باطل جدا کنی

 

 


[ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 06:17 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

السلام علیک یا حسن بن علی العسکری علیه‌السلام

شهادت مظلومانه امام حسن عسکری (ع) را خدمت آقا امام زمان (عج) و تمامی شیعیان تسلیت عرض می‌کنم.

امام حسن عسکری (ع) فرمودند:

چهار چیز برگشت آن محال است : عمر گذشته، قضای رفته، تیر انداخته و سخن گفته.

 

خلاصه آخرین وصیت امام حسن عسکری (ع) :

آفتاب امامت غروب مى‏كرد زیرا خداوند این گونه مقدّر كرده بود كه‏این آفتاب از پس پرده غیبت صغری و سپس غیبت كبری پرتو افشانى كند. ازاین رو امام حسن عسکرى ‏علیه‌السلام بر دو بینش بسیار مهم تأكید كردند اول: تأكید بر شناخت غیبت و گرفتن بیعت براى ولى اللَّه الاعظم ‏امام منتظر (عج) و دوم: تحكیم شالوده‏‌هاى مرجعیت دینى.

 

احمد بن اسحاق بن سعید اشعرى روایت كرده است كه : بر امام حسن‏عسکرى وارد شدم و خواستم در باره جانشینشان ازایشان بپرسم. امّا آن‏حضرت خود بدون مقدّمه فرمودند: "احمد بن اسحاق! خداوند تبارك و تعالى از زمانى كه آدم را آفرید ،زمین را از حجّت خدا بر خلقش خالى نگذاشته و تا روز قیامت هم خالى ‏نخواهد گذارد به بركت وجود او است كه بلا از مردم زمین دور مى‏شود وباران فرو مى‏بارد و بركات زمین برون مى‏آیند". گفتم: فرزند رسول خدا! پس از شما امام و خلیفه كیست؟ پس شتابان وارد اتاق شدند. سپس بیرون آمدند و بچّه‏اى روى دوش گرفته ‏بودند صورتش گویى ماه شب چهارده بود و سه سال از عمرش مى‏گذشت. سپس امام فرمودند: "احمد! اگر كرامت تو بر خداى عزّ و جل و بر حجّتهایش نمى‏بود، این‏كودكم را به تو نشان نمى‏دادم. او همنام و هم كنیه رسول خدا و كسى است‏كه زمین را از عدل و داد پر مى‏كند پس از آنكه ستم و بیداد پر شده باشد. احمد! حكایت او در این امّت همچون حكایت خضر و همانندداستان ذو القرنین است. به خدا سوگند چنان غیبت درازى كند كه هیچ‏كس از هلاكت در آن رهایى نیابد مگر آنكه خداوند او را بر اعتقاد به ‏امامتش استوار كرده و در طول این مدّت با دعا براى تعجیل فرجش‏همراهى نموده باشد." 

سجده‌های انتظار

سامرا اى شاهد شبهاى من              خوشه چین خرمن غمهاى من

مرغ دل از خاك تو پر مى‏كشد           جام كوچ سرخ را سر مى‏كشد

 اینهمه غم كه دلم را پر نمود          قامت خورشید را خم كرده بود

 گاه رنجور از اسارت مى‏شدم            شاهد صدها جسارت مى‏شدم

                گاه مى‏شد از جفاى ناكسان                  مى‏شدم همخانه با درّندگان

                مانده خورشید توانم در شفق              نیست در عُمق نگاه من رمق

                چار ساله كودكم با چشم زار            مى‏كشد در سجده هایش انتظار

او پرازاحساس درد بى كسى است   اشك چشم او پراز دلواپسى است

ساقى یك جرعه آب زمزم است         زخم تشنه بودنم را مرهم است

مثل من كه خوانده‏ام او را به بر     فاطمه خوانده است او را پشت در

بر غریبى على مؤمن شده                   شاهد جان دادن محسن شده

               او كتاب پر ز درد فاطمه است        یوسف صحرا نوردِ فاطمه است

انتقام فاطمه در خشم اوست             ذوالفقار مرتضی در چشم اوست

               او بود احیاگر قرآن و حج                  شیعیان اَلصّبر مِفْتاحُ الْفَرَج

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 


[ سه شنبه 11 بهمن 1390 ] [ 11:53 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]
      

   

روز اولی بود كه شاه رفته بود. امام  ( ره ) در نوفل لوشاتو فرانسه اقامت داشتند. خبرنگاران خارجی زیادی از كشورهای مختلف، اطراف منزل امام  ( ره )جمع شده بودند. تختی گذاشتند و امام ( ره ) روی آن ایستادند تا به سؤالات خبرنگاران پاسخ دهند. تمام دوربینها كار می‌كردند. هنوز دو سه سؤال بیشتر از امام  ( ره )نشده بود كه صدای اذان ظهر شنیده شد.

امام  ( ره )بلافاصله جمع خبرنگاران راترك كردند و فرمودند:

« وقت فضیلت نماز ظهر می‌گذرد.»

تمام حاضرین از این كه امام  ( ره )محل را ترك كردند، متعجب شدند.

كسی از امام  ( ره )خواهش كرد:

«چند دقیقه ای صبر كنید تا چند سؤال دیگر هم بشود و بعد برای اقامة نماز بروید.»

امام  ( ره )با قاطعیت فرمودند: « به هیچ وجه نمی شود» و برای خواندن نماز رفتند.



[ پنجشنبه 6 بهمن 1390 ] [ 03:49 ب.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

حب خدا یم بُوَد اندر وجود.
خاضع اویم همه دم با سجود.

تابع آن عشق جهانی منم.
ذره ای از ذات خدا در تنم.

قطره اگر دور ز دریا شود.
جمله بخار و به ثریا رود

روزگهی باز به دریا رسد.
دل به خدا روح به آبا رسد.

كرده ز خود ذره ای در من خفا.
بهر عبادت بنمودم رها.

تا كه كنم طاعتش اندر جهان.
كرده ز روحش به تنم در نهان.

عاشق اویم به ودودم قسم.
گفته كه روزی به لقایش رسم.


[ پنجشنبه 6 بهمن 1390 ] [ 03:40 ب.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

در بین شیعیان همواره چهره‌های شاخص علمی و مذهبی فراوانی وجود دارد که همگی از شاگردان و مریدان مکتب اهل بیت(ع) هستند و مورد عنایت آن بزرگواران قرار دارند.

عالم بزرگ، شیخ بهایی(قدس سره) که مزارش در صحن آزادی آستان مقدس و ملکوتی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) قرار دارد، یکی از شخصیت های برجسته تاریخ اسلام است. ایشان به جز آن که در علوم دینی به درجه اجتهاد رسیده و مرجع تقلید زمان خود بوده اند، در بسیاری از علوم دیگر از جمله طراحی و معماری ساختمان نیز مهارت داشته‌اند، چنان که حرم مطهر امام رضا(ع) را ایشان طراحی کرده‌اند و خود در ساخت آن نظارت کامل داشته‌اند.‌

در مورد نقشه و ساخت حرم مطهر و ملکوتی امام علی بن موسی الرضا(ع) توسط شیخ بهایی(قدس سره) یکی از مسئولین آستان قدس رضوی تعریف می‌کرد: شیخ بهایی پس از طراحی حرم، در هنگام ساخت آن، خود بر کلیه امور نظارت داشته‌اند و تمام مراحل ساخت حرم نیز تحت نظارت و کنترل ایشان انجام می‌شده است. قبل از آن که ساخت حرم به اتمام برسد، برای جناب شیخ سفر مهمی پیش می‌آید.

شیخ سفارش های لازم را به معماران و مسئولان ساخت حرم کرده، بسیار سفارش می ‌کنند که کار را متوقف نکنند و ساخت حرم را پیش برده به اتمام برسانند به جز سر در دروازه اصلی حرم (دروازه ورودی به حرم و ضریح مقدس، نه دروازه صحن) چرا که شیخ در نظر داشته روی آن کتیبه ای را که از اشعار خودش بوده نصب نماید. رسم است بر سر در اصلی یا دروازه ورودی به حرم ائمه اطهار(ع) و حتی امامزادگان مطهر، کتیبه ای نصب می‌شود و درشأن آن بزرگوار روایت، جمله یا شعری نوشته می‌شود. گاهی نیز روایت یا حدیثی از خود آن بزرگوار روی کتیبه نوشته می‌شود.

به هر حال، سفر شیخ به درازا می‌کشد و بیش از زمان پیش بینی شده در سفر می‌مانند، هنگامی که از سفر باز می گردد و جهت سرکشی کارهای ساخت و ساز به حرم مطهر می‌رسد، با تعجب بسیار می‌بیند که ساخت حرم به پایان رسیده، سر در اصلی تمام شده و مردم در حال رفت و آمد به حرم مقدس هستند.

شیخ با دیدن این صحنه، بسیار ناراحت می‌شود و به معماران اعتراض می‌کند: «چرا منتظر آمدن من نماندید؟ چرا صبر نکردید؟» مسئول ساخت عرض می‌کند: «ما می‌خواستیم صبر کنیم تا شما بیایید، اما تولیت حرم نزد ما آمدند و بسیار تأکید کردند که باید ساخت حرم هرچه سریع تر به پایان برسد.

هرچه به او گفتیم که باید شیخ بیاید و خود بر ساخت سر در دروازه نظارت مستقیم داشته باشد، قبول نکردند. وقتی زیاد اصرار کردیم، گفتند: کسی دستور اتمام کار را داده که از شیخ خیلی بالاتر و بزرگ‌تر است. ما باز هم اصرار کردیم و خواستیم صبر کرده، منتظر شما بمانیم. در این زمان تولیت حرم گفتند: خود آقا علی بن موسی الرضا(ع) دستور اتمام کار را داده‌اند.

شیخ بهایی(قدس سره) همراه مسئول ساخت پروژه و معماران نزد تولیت حرم می‌روند و از تولیت در این مورد توضیح می‌خواهند. تولیت حرم نقل می‌کند: چند شب پی در پی آقا امام رضا(ع) به خواب من آمده و فرمودند: «کتیبه شیخ بهایی، به در خانه ما زده نشود، خانه ما هیچ گاه به روی کسی بسته نمی‌شود و هر کس بخواهد می‌تواند بیاید».

شیخ با شنیدن این حرف، اشک از چشمانش جاری می‌شود و به سمت ضریح می‌رود و ذکر «یا ستار العیوب» بر لبانش جاری می‌شود. سپس در کنار ضریح آن قدر گریه می‌کند تا از هوش می رود، پس از به هوش آمدن خود چنین تعریف می‌کند: من می‌خواستم یکی از طلسم ها را به صورت کتیبه‌ای بر سر در ورودی حرم بزنم، با این اثر که افرادی که آمادگی لازم را ندارند نمی‌توانند وارد حرم مطهر و حریم مقدس حضرت علی بن موسی الرضا(ع) شوند، اما خود آقا نپذیرفتند و در خواب به تولیت آستان از این اقدام ابراز نارضایتی فرمودند.

آری در خانه این بزرگواران، نه تنها برای ما شیعیان که به روی همه، حتی غیر مسلمانان باز است و هر ساله شاهدیم که کرامات امام هشتم (ع) به غیر شیعیان و حتی غیر مسلمانان نیز شامل می‌شود و از این خوان گسترده کرم به همه خواهندگان و جویندگان می‌رسد.





[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 06:29 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

 26 دی‌ماه مصادف با سالروز فرار محمد رضا شاه از ایران است. امام خمینی(ره) که در آن ایام در فرانسه و در تبعید به سر می‌بردند با صدور پیام تبریکی این رویداد را نتیجه شجاعت، ثبات قدم، فداکارى و استقامت ملت ایران اسلامی دانستند.

 

ایشان در ادامه این پیام که روز بیست‌و هفتم دی ماه صادرشد، تاکید کردند: او(شاه) رفت و به هم پیمان خود، اسرائیل- دشمن سرسخت اسلام و مسلمین- پیوست و جرایم و آشفتگیهایى را به جاى گذاشت که ترمیم آن جز به تأیید خداوند متعال و همت همه طبقات ملت و فداکارى اقشار کاردان و روشنفکر می‌سر نخواهد شد.

 



متن پیام تبریک امام خمینی(ره) بدین شرح است:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

خدمت عموم ملت شریف و شجاع ایران- أعْلَى اللَّهُ کلِمَتَهُمْ وَ وَفَّقَهُمُ اللَّهُ تعالى

فرار محمد رضا پهلوى را که طلیعه پیروزى ملت و سرلوحه سعادت و دست یافتن به آزادى و استقلال است به شما ملت فداکار تبریک عرض مى‏کنم. شما ملت شجاع و ثابت قدم به ملتهاى مظلوم ثابت کردید که با فداکارى و استقامت مى‏توان بر مشکلات هر چه باشد غلبه کرد، و به مقصد- هر چه دشوار باشد- رسید. گر چه این ستمگر با دست آغشته به خون جوانان ما و جیب انباشته از ذخایر ملت از دست ما گریخت ولى به خواست خداوند متعال بزودى به محاکمه کشیده خواهد شد و انتقام مستضعفین از او گرفته خواهد شد؛ لکن قطع دست ستمکار از ادامه ظلم، به دست ستمدیدگان، فورى است. او رفت و به هم پیمان خود، اسرائیل- دشمن سرسخت اسلام و مسلمین- پیوست و جرایم و آشفتگیهایى را به جاى گذاشت که ترمیم آن جز به تأیید خداوند متعال و همت همه طبقات ملت و فداکارى اقشار کاردان و روشنفکر می‌سر نخواهد شد. اکنون در این طلوع فجر سعادت و پیروزى توجه عموم را به مطالبى جلب مى‏کنم:

۱- بر جوانان غیور در سراسر کشور لازم است، براى حفظ نظم، با آن دسته از قواى انتظامى که اکنون به آغوش ملت بازگشته‏اند با تمام نیرو همکارى کنند و با کمال قدرت و جدیت نگذارند که بدخواهان و منحرفین آشوب و ناامنى ایجاد نمایند.

۲- به تظاهرات و شعارهاى پر شور علیه رژیم سلطنتى و دولت غاصب ادامه دهند؛ و اگر منحرفین و مخالفین اسلام بخواهند اخلالى به وجود آورند و نظم را به هم زنند، از آنان جداً جلوگیرى کنند. باید ملت بداند که هر انحرافى و هر شعارى که مخالف مسیر ملت است به دست عمال شاه مخلوع و عمال اجانب تحقق مى‏یابد. من از جمیع اشخاصى که انحرافى داشته‏اند و یا گرایش به بعضى از مکتبهاى انحرافى داشته‏اند تقاضا دارم که به آغوش اسلام، که ضامن سعادت آنان است، برگردند که ما آنان را برادرانه مى‏پذیریم. در این موقع حساس که کشور جنگزده ما بیش از هر زمانى به اتحاد و اتفاق احتیاج دارد باید سعى شود که از هر اختلافى احتراز شود.

۳- دولت موقت براى تهیه مقدمات انتخابات مجلس مؤسسان بزودى معرفى مى‏شود و به کار مشغول خواهد شد. وزارتخانه‏‌ها موظفند که آنان را پذیرفته و با آنان همکارى صمیمانه کنند. اینجانب به صلاح وزراى غیر قانونى مى‏دانم که برکنارى خود را اعلام کنند و خود را در مسیر ملت قرار دهند.

۴- به جمیع نیروهاى انتظامى و زمینى و هوایى و دریایى و صاحب منصبان و درجه داران ارتش و ژاندارمرى و غیر آنان توصیه مى‏کنم که دست از حمایت محمد رضا پهلوى- که مخلوع است و به کشور برنمى‏گردد و در خارج نیز با نفرت مردم مواجه است- بردارند و به ملت بپیوندند؛ که صلاح دنیا و دین آنان در آن است.

اینجانب از همه طبقات خصوصاً حضرات علماى اعلام در این مواقع حساس تشکر مى‏کنم، و سلامت و سعادت همگان را از خداوند متعال خواستارم؛ و وحدت کلمه را براى همیشه، خصوصاً تا برانداختن رژیم شاهنشاهى و استقرار حکومت جمهورى اسلام، امیدوارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.

روح اللَّه الموسوی الخمینى

صحیفه امام، ج‏
۵، ص۴۸۶ تا ۴۸۸ظ

 


[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 09:32 ب.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

 پیدایش سرزمین كربلا به دوران بابلی‌ها بازمی‌گردد. در آن زمان این سرزمین مجموعه‌ای از روستاها بوده است كه برای بابلی‌ها تقدس خاصی داشته است و آنها مردگانشان را در این سرزمین دفن می‌كردند. نام «كربلا» در آن عصر، «كرب ایلا» بود كه در زبان بابلی به معنی «خانه خدا» است. ...

یكی دیگر از نام‌های كربلا «كور بابل» بوده است و معنای آن به زبان عربی یعنی مجموعه‌ای از روستاهای بابلی. بسیاری از پژوهشگران معتقدند كه كربلا به سان مادر بسیاری از روستاهایی بود كه در حد فاصل شام و فرات قرار داشته‌اند و نیز مادر تمدن‌های بین‌النهرین بوده كه مركز عبادت در آن زمان نیز تلقی می‌شد.

این سرزمین به دلیل موقعیت آب و هوایی و حاصلخیز بودن خاكش شاهد بسیاری از اقوام مختلف در طول تاریخ بوده است كه ازجمله آنان می توان به كلدانی‌ها، تنوخیین و لخمیین و مناذره اشاره كرد.

نام‌های قدیمی

كربلا نام‌های متعددی در تاریخ داشته كه از آن جمله می‌توان به «الطف» اشاره كرد كه به معنی «لطیف‌ترین» است. این نام به این دلیل برای كربلا انتخاب شده كه این سرزمین در حاشیه‌ رودخانه‌ علقمی كه شعبه‌ای از فرات بوده است، مستقر بود و آب كربلا نیز از این شعبه تامین می‌شد.

از دیگر نام‌های ثبت شده‌ كربلا در تاریخ، نینوا، شفیه، عقر، نواویس، عین‌التمر و ام‌القری است. اما این سرزمین از زمانی شهرت تاریخی خود را به دست آورد كه امام حسین(ع) و خاندان و صحابه وی در سال 61 هجری قمری مصادف با 680 میلادی در این سرزمین به شهادت رسیدند.

تاریخ بارگاه امام حسین(ع)‌

اولین علامت بارگاه امام حسین(ع) از سوی قبیله‌ بنی اسد كه در نزدیكی كربلا سكنی گزیده بودند بنا نهاده شد. آنها مراسمی خاص برای به خاك سپردن سید الشهدا(ع) برگزار كردند و علامتی بر قبر شریف وی گذاشتند كه سایبانی كوچك بر قبر حضرتش بود. با بر سر كار آمدن مختار بن ابی عبیده ثقفی كه حكومتش را به نام خونخواهی از قاتلان حسین(ع) در كوفه برقرار كرده بود، این بارگاه پیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.

از آن به بعد شیعیان رهسپار زیارت قبر شریف امام حسین(ع) و اهل بیت و صحابه آن حضرت شدند و این قبر به قبله‌گاهی برای شیعیان بخصوص در كوفه، مدائن و شهر بصره تبدیل شد و مختار در آن زمان بنایی در اطراف قبر شریف امام حسین(ع) ساخت و روستایی در آن منطقه تشكیل شد.

دشمنی خلفا و محبت مردم

حرم حسینی در طول تاریخ از یكسو همیشه مورد دشمنی خلفا و كژدینان و از طرف دیگر مورد علاقه مردم بوده است و در آغاز حكومت عباسی‌ها، زمینه برای زیارت قبر شریف امام حسین(ع) از سوی مسلمانان فراهم شد و این روال ادامه داشت تا زمان هارون‌الرشید، پنجمین خلیفه عباسی كه در سال 193 هجری قبر شریف امام حسین(ع) و تمامی خانه‌های اطراف آن را ویران كرد.

پس از هارون‌الرشید، بنایی دیگر بر آرامگاه امام سوم شیعیان ساخته شد كه تا سال 233 هجری قمری یعنی به خلافت رسیدن متوكل عباسی بر جای ماند، اما متوكل عباسی پای خود را در همان مسیری گذاشت كه هارون‌الرشید گذاشته بود و سیاست حكومت خود را، سیاست دشمنی با اهل بیت قرار داد. متوكل عباسی كه عشق و محبت به حسین(ع) را ریشه در حب اهل بیت می‌دانست و طاقت دیدن افزایش زائران گسترده‌ بارگاه امام حسین(ع) را نداشت، دستور منهدم ساختن قبر شریف امام حسین(ع) و تمامی خانه‌های اطراف آن را صادر كرد و زیارت امام حسین(ع) را ممنوع كرد.

متوكل عباسی تمام آن منطقه را زیر و رو كرد و سپس سراسر آن منطقه را پر از آب كرد. در تاریخ این واقعیت ثبت شده است كه شخصی به نام «دیزج» كه یهودی‌الاصل بود، مامور متوكل عباسی برای كشتن زائران امام حسین(ع) شده بود. این شخص ماموریت آن را داشت كه هر زائری را كه برای زیارت قبر امام حسین(ع) به آن مناطق پا می‌گذاشت، از دم تیغ بگذراند. بعد از آن كه متوكل عباسی در سال 247 هجری به هلاكت رسید، بار دیگر بنای بسیار بزرگی بر مزار امام حسین(ع) ساخته شد به گونه‌ای كه این بنا آنقدر ارتفاع داشت كه مردم از دور دست آن را تشخیص می‌دادند و برای زیارت به سوی آن رهسپار می‌شدند. از آن به بعد بسیاری از علویان توانستند خانه‌های خود را در نزدیكی قبر شریف امام حسین(ع) در كربلا بنا نهند كه در راس آنان «ابراهیم المجاب بن محمد العابد بن الامام موسی بن جعفر(ع)» قرار داشت و او اولین علوی بود كه در سرزمین كربلا سكنی گزید و این حادثه در سال 247 هجری اتفاق افتاد.

عشق ایرانیان

پس از تاسیس دولت آل بویه، عضدالدوله در سال 379 هجری قمری، ضریحی از عاج برای قبر شریف امام حسین(ع) ساخت و با بنا نهاده شدن بارگاهی جدید برای سیدالشهدا، بازارها و خانه‌های بیشتری در اطراف آن ساخته و شهر كربلا با دیوارهایی بزرگ احاطه شد. این شهر در زمان عضدالدوله بسیار پر رونق و از لحاظ دینی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ادبی به شهری بسیار مشهور تبدیل شد.

بعد از انقراض حكومت آل بویه، سلجوقیان بر سر كار آمدند كه سیاست سلجوقیان نیز بر اهمیت گذاشتن نسبت به عتبات مقدسه قرار گرفت. در آن زمان سلطان ملك شاه سلجوقی و وزیر آن نظام‌الملك در سال 553 هجری قمری دیوارهای بنا نهاده شده و ساختمان‌های حرم شریف امام حسین(ع) را بازسازی كردند و خلیفه «مفتفی» خود شخصا به زیارت قبر امام حسین(ع) رهسپار شد و پس از آن دیگر خلفا نیز از این سیاست تبعیت كردند و به زیارت حرم حسینی رهسپار می‌شدند، به طوری كه خلیفه ناصرالدین‌الله و المستعصم و المستنصر نیز قبر شریف امام حسین(ع) را زیارت كردند.

نكته:‌ حرم امام حسین(ع) با این كه در طول تاریخ از سوی حاكمان ستمگر و كژدینان مورد دشمنی قرار گرفته و بارها تخریب گردیده، اما همیشه به سرعت و به بهترین شكل از سوی مردم مسلمان بازسازی شده است

زمانی كه شاه اسماعیل صفوی درسال 914 هجری بغداد را فتح كرد، خود شخصا برای زیارت قبر شریف امام حسین(ع) راهی كربلا شد و دستور داد كه ضریحی از طلا برای قبر شریف امام حسین(ع) ساخته شود. او همچنین 12 چلچراغ طلا به قبر شریف امام حسین(ع) هدیه و دستور ساخت صندوقی از نقره‌ خالص را برای بارگاه صادر كرد. وی همچنین بارگاه امام حسین(ع) را با فرش‌های بسیار گرانقیمت آراست. شاه اسماعیل صفوی به مدت یك شب در حرم امام حسین(ع) اعتكاف كرد و پس از آن راهی زیارت قبر امام علی(ع) در نجف اشرف شد. در عهد قاجار، 3 بار گنبد امام حسین(ع) طلاكاری شد و آغامحمدخان، موسس قاجاریه در ایران خود شخصا در سال 1207 هجری گنبد امام حسین(ع) را طلاكاری كرد. فتحعلی شاه قاجار نیز به دلیل آن كه طلای گنبد امام حسین(ع) سیاه شده بود، برای دومین بار مجددا به طلاكاری این گنبد اقدام كرد. در سال 1216 هجری كربلا و حرم امام حسین(ع) مورد هجوم وحشیانه‌ گروهی از وهابیون به رهبری سعود ابن عبدالعزیز قرار گرفت. وی در روز عید غدیر این شهر را به محاصره درآورد و اكثر اهالی آن را چه آنانی كه در بازار بودند و چه آنانی را كه به خانه‌های خود پناه بردند، از دم تیغ گذراند.

سعود ابن عبدالعزیز در آن زمان با بیش از 12 هزار سرباز وارد شهر كربلا شد و پس از كشتن بسیاری از ساكنان این شهر، صندوق‌های قبر شریف امام حسین(ع) را كه انبوهی از طلا و پول و اشیای گرانبهای هدیه شده بود، به تاراج برد.

كربلا از زبان مورخان

ابن بطوطه، تاریخدان بزرگ عرب اینچنین زیارت خود از كربلا را در سال 726 هجری یا 1307 میلادی توصیف می‌كند: من در زمان حاكمیت سلطان سعید بهادرخان بن خدابنده عازم زیارت كربلا شدم.

این شهر، شهر كوچكی بود كه اطراف آن را نخلستان‌های بسیار زیبا فرا گرفته بود و رودخانه فرات خاك این شهر را به حاصلخیزترین خاك تبدیل كرده بود. این شهر، شهر بسیار زیبایی بود كه بارگاه مقدس امام حسین(ع) به آن قداست و حرمتی دیگر می‌داد. هیچ كس وارد حرم امام حسین(ع) نمی‌شد، مگر آن كه از درگاه وی رخصت می‌خواست. بارگاه این قبر شریف مزین به نقره بود و پرده‌های آن از حریر.

پدرو تكسرا، مورخ اسپانیایی كه در سال 1604 میلادی و 1024 هجری از كربلا دیدن كرده بود، از این دیدار چنین می‌گوید: این شهر 4000 خانه دارد و ساكنان آن اكثرا عرب و نیز ایرانی و ترك هستند. بازارهای بسیار بزرگ و انبوهی دارد. در این شهر مكان‌هایی خاص ساخته شده است كه به صورت رایگان به زائران این شهر غذا توزیع می‌‌كنند. حرم امام حسین از مهم‌ترین مناطق كربلا به شمار می‌رود و مسلمانان از شهرهای مختلف راهی زیارت قبر امام حسین می‌شوند.

این مورخ اسپانیایی همچنین از ساقیان حرم امام حسین(ع) می‌نویسد كه برای كسب ثواب و اجر الهی به صورت رایگان آب به مردم می‌دادند و نیز شب‌های به شهادت رسیدن امام حسین(ع) را احیا می‌كردند؛ به گونه‌ای كه در این شب‌ها به دلیل انبوهی تعداد زائران خیمه‌هایی برای آنها در اطراف حرم بنا نهاده می‌شد.

نقشه ساختمان حرم امام حسین(ع)‌

محل دفن حضرت امام حسین(ع) یا همان گودال قتلگاه، اكنون دارای سقفی است كه روی آن صندوقی نهاده شده است. ضریح متبرك این بارگاه در میان روضه منوره قرار گرفته كه همان نیز در بین مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پایین پا در زاویه روضه قبور شهداست. این مجموعه هم‌اكنون حرم امام حسین(ع) را تشكیل می‏دهد و حرم نیز میان رواق و رواق در وسط صحن است. ضریح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده كه در پیش روی آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده: «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» و در بالای سر، «آیه نور» نوشته شده است. صحن مطهر حسین(ع)‌ دارای هفت باب است كه عبارتند از: باب قبله كه ساعتی بر فراز آن نصب است، باب قاضی‌الحاجات، باب زینبیه كه در حدود تل زینبیه قرار دارد، باب سلطانی، باب بازار بزازها، باب سدره كه در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد و باب صافی كه به در بین‌الحرمین نیز معروف است.

حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمود: «نماز در چهار مكان كامل خوانده می‏شود: مسجد‌الحرام (مكه)، مسجدالرسول(مدینه)، مسجد كوفه، و حرم امام حسین علیه‌السلام.»

ضریح شش گوشه

در میان اقوال مورخان درباره چگونگی دفن حضرت سیدالشهداء و یاران باوفای آن حضرت اندك تفاوتی، دیده می‌شود.

شیخ مفید پس از ذكر اسامی 17 نفر از شهیدان بنی‌هاشم كه همگی از برادران و برادرزادگان و عموزادگان امام حسین(ع)‌ بودند، می‌فرماید: آنان پایین پای آن حضرت در یك قبر (گودی بزرگ) دفن شدند كه هیچ اثری از آن نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام(ع)‌ آنان را زیارت می‌كنند و علی بن الحسین(ع)‌ (علی‌اكبر) از جمله آنان است، برخی گفته‌اند: محل دفن علی‌اكبر نسبت به قبر امام حسین(ع)‌ نزدیك‌ترین محل است.

شیخ همچنین می‌گوید: ‌پس از بازگشت عمر بن سعد از كربلا، جماعتی از بنی‌اسد كه در غاضریه سكونت داشتند، آمده و بر پیكر امام حسین(ع)‌ و یارانش نماز گذاردند و آن حضرت را همان جایی كه الان قبر اوست، دفن كردند و علی ابن الحسین (علی‌اكبر ع)‌ را در پایین پای پدر به خاك سپردند، سپس برای دیگر شهیدان از اهل بیت و اصحاب، حفیره‌ای كندند و همه آنان را در آن به صورت دسته جمعی دفن كردند و عباس بن علی(ع)‌ را در راه غاضریه، در همان محلی كه به شهادت رسید و اكنون قبر اوست به خاك سپردند.

 

    /

                    /         / / / /
[ جمعه 23 دی 1390 ] [ 06:34 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

                                 /

 

یکی از مباحث مهم تاریخ عاشورا که در این فصل درباره آن بحث و بررسی صورت گرفته، حضور اهل‌بیت علیهم‌السلام در کربلا در اولین اربعین شهادت امام حسین علیه‌السلام بر سر مزار آن حضرت و دیگر شهدای کربلاست. در میان شیعه، مشهور است که اربعین روزی است که جابر بن عبدالله انصاری، صحابی بزرگ رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم به زیارت قبر امام حسین علیه‌السلام نائل شد و در

همان جا بود که اهل‌بیت علیهم‌السلام هنگام بازگشت از شام نیز به زیارت مزار

امام علیه‌السلام آمده و جابر را ملاقات کردند.

هم‌چنین در این روز سر امام حسین‌ علیه‌السلام به بدن ملحق شده و دفن شد.

اما در مقابل این شهرت، برخی اندیشمندان متقدم و معاصر شیعه، ورود اهل‌بیت‌

علیهم‌السلام را در روز اربعین سال 61 ق انکار کرده‌اند که دیدگاه‌ها و

دلایل انکار آنان و نیز ادله و قراینی که برخی محققان معاصر برای رد دلایل

منکران اقامه کرده‌اند، بررسی و مطالعه خواهد شد. سپس در ادامه، قراین و

شواهد تاریخی و روایی این موضوع را به منظور اثبات چنین شهرتی بیان خواهیم

کرد.

«اربعین» در متون و نصوص دینی

واژه اربعین از اصطلاحاتی است که در متون دینی، حدیثی و تاریخی کاربرد زیادی

دارد و بسیاری از امور، با این عدد و واژه، تعریف و تحدید شده‌اند. مثلا

کمال عقل در چهل سالگی، آثار چهل روز اخلاص، آثار حفظ چهل حدیث، دعای چهل

نفر، دعای برای چهل مومن، قرائت دعای عهد در چهل صبح، عدم پذیرش نماز شراب

خوار تا چهل روز، گریه چهل روز زمین، آسمان و فرشتگان بر امام حسین

علیه‌السلام، استحباب زیارت اربعین و ... از جمله مواردی است که جایگاه و

ارزش والای این واژه و عدد را در معارف اسلامی بیان می‌‌دارد.

با این همه، در احادیث، تنها استحباب زیارت اربعین در باره امام حسین

علیه‌السلام وارد شده است و چنین سفارشی درباره هیچ یک از معصومان

علیهم‌السلام پیش و پس از سیدالشهدا علیه‌السلام وجود ندارد. بنابراین از نظر

تاریخی و حدیثی، هیچ پیشینه‌ای را نمی‌توان برای اربعین و اعمال مربوط به این

روز تا پیش از حادثه عاشورا تصور کرد و این ویژگی‌ و امتیاز، تنها برای امام

حسین علیه‌السلام است.

استحباب زیارت اربعین در روایات و گزارش‌های تاریخی

مهم‌ترین دلیل بزرگداشت اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام روایت مرسله‌ای از امام

عسکری علیه‌السلام است که فرموده است: نشانه‌های مومن، پنج چیز است که یکی از

آنها زیارت اربعین است.

افزون بر این، امام صادق علیه‌السلام زیارت اربعین را به صفوان بن مهران جمال

تعلیم داده است که در آن به بزرگداشت اربعین تصریح شده است.

اما درباره منشا اهمیت اربعین در منابع کهن شیعه، باید گفت که به این روز از

دو جهت توجه شده است. یکی از جهت بازگشت اسراء از شام به مدینه و دیگری به

سبب زیارت قبر سیدالشهدا علیه‌السلام توسط جابر بن عبدالله انصاری، یکی از

اصحاب برجسته رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم و امیرالمومنین

علیه‌السلام.

شیخ مفید، شیخ طوسی و علامه حلی در این باره می‌نویسند:

روز بیستم صفر روزی است که اهلبیت امام حسین علیه‌السلام از شام به سوی

مدینه بازگشتند. هم‌چنین در این روز، جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا

صلی‌الله علیه و آله و سلم برای زیارت امام حسین علیه‌السلام از مدینه به

کربلا آمد و او اولین کسی بود که قبر امام حسین علیه‌السلام را زیارت کرد.

 


[ پنجشنبه 22 دی 1390 ] [ 06:20 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

                                                      Image Hosted by Free Photo Hosting at

19دى قیام  دى قم در 17 دیماه 1356 در روزنامه اطلاعات مقاله اى در توهین به امام خمینى چاپ شد. روز 18 دیماه مدرسین حوزه دروس خود را تعطیل كرده و طلاب به طور دسته جمعى به بیت علما رفته و نسبت به این هتك حرمت اعتراض مى كنند. با پیوستن مردم به طلاب در روز 19 دیماه 56 در میدان شهدا مزدوران رژیم آنان را به گلوله مى بندند. بدین صورت اولین تظاهرات مردمى پس از 15 خرداد 42 به خاك و خون كشیده مى شود اما گرامیداشت چهلم این شهدا شعله انقلاب را در شهرهاى دیگر بر مى افروزد. # باید (پانزده خرداد) و (نوزده دى ) جاوید و زنده نگهداشته شود تا جلادى از خاطره ها نرود و نسل هاى آتیه جرائم شاهان سفاك را بدانند. صحیفه نور جلد 2، ص 19 # حوزه علمیه قم كه دژ محكم وحى و عدالت و ملجاء مسلمین عدالت خواه است و مردم مسلم محترم قم كه هماره سرباز فداكار اسلام و پشتیبان مكتب قرآن است . صحیفه نور جلد 2، ص 17 # علم مركزش قم است و از قم دارد نشر مى شود، نه علم ، علم و عمل ...مركز فعالیت اسلامى است ، مركز تحرك اسلامى است ، تحرك از قم ...از توده قم كه سربازهاى وفادار به اسلام هستند، از آنجا تحرك دارد سرایت مى كند به همه جا... صحیفه نور جلد 2، ص 23 # قم نمونه بود و من مفتخرم كه در قم هستم من 15 سال یا قدرى بیشتر از شما دور بودم لكن دلم اینجا بود با شما بودم ، شما غیرتمندان ، شما پاك جوانان سرمشق همه شدید و الحمدلله تمام ملت ایران ، سرتاسر ملت ایران با هم همصدا شدند و این قدرت الهى بود كه این طاغوت را شكست . صحیفه نور جلد 5،ص 130 # قم حرم اهل بیت است . قم مركز علم است . قم مركز تقواست . قم مركز شهادت و شهامت است . # از قم شهادت به همه جا صادر مى شود. # قم شهرى است كه در آن ایمان و علم و تقوا پرورش یافته . # از قم تقوا، شجاعت شهامت و همه فضائل به همه جا صادر مى شود و صادر خواهد شد. صحیفه نور جلد 13،ص 51 26 دى فرار شاه خائن با گسترش اعتراضات مردمى و اثبات ناكار آمدى حكومت نظامى و سست شدن پایه هاى سلطنت شاهنشاهى ، در 26 دیماه 1357 محمد رضا پهلوى و همسرش پس از سالها ظلم و جنایت در حق مردم مسمان ایران ، به طور غیر رسمى از تهران به مقصد آسوان مصر خارج شدند،فرار شاه جشن و سرور بزرگى را براى ملت ایران در پى داشت و كمتر از یك ماه پس از آن ، رژیم شاهنشاهى در ایران سقوط كرد. # فرار محمد رضا پهلوى طلیعه پیروزى ملت و سرلوحه سعادت و دست یافتن به آزادى و استقلال است . # این ستمگر با دست آغشته به خون جوانان ما و جیب انباشته از ذخایر ملت از دست ما گریخت . # او رفت و به هم پیمان خود اسرائیل دشمن سرسخت اسلام و مسلمین پیوست و جرائم و آشفتگیهایى را به جاى گذاشت كه ترمیم آن جز به تاءیید خداوند متعال و همت همه طبقات ملت ... مسیر نخواهد شد. صحیفه نور جلد 4، ص 237 # خروج شاه اولین مرحله پیروزى ملت ماست .... صحیفه نور جلد 4، ص 239

 

 


[ دوشنبه 19 دی 1390 ] [ 04:11 ب.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

دو قطره آب كه به هم نزدیك شوند، تشكیل یك قطره بزرگتر میدهند...


اما دوتكه سنگ هیچگاه با هم یكی نمی شوند !


پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم، فهم دیگران برایمان مشكل تر، و در نتیجه

امکان بزرگتر شدنمان نیز كاهش می یابد...

آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ، به مراتب سر سخت تر، و در رسیدن

به هدف خود لجوجتر و مصمم تر است.سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد .اما

آب... راه خود را به سمت دریا می یابد.


در زندگی، معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را،در دل نرمی و گذشت

باید جستجو كرد.


گاهی لازم است كوتاه بیایی...


گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست و عبور کرد


گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...


گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوز که نبینی....


ولی با آگاهی و شناخت وآنگاه بخشیدن را خواهی آموخت



از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چند اصل بنا كردی؟


فرمود چهار اصل


دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم


دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم


دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش كردم


دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم


[ یکشنبه 18 دی 1390 ] [ 06:25 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

 

بیاموزید كه توانگر كسی نیست كه بیشتر دارد بلكه آنكه خواسته‌های كمتری دارد از همه توانگرتر است.

پرسیدم: بار الهی چه عملی از بندگانت بیش از همه تو را به تعجب وا می‌دارد؟

پاسخ آمد: اینكه شما تمام كودكی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می‌برید و دوران پس از آن را نیز در حسرت بازگشت به كودكی می‌گذرانید.

اینكه شما سلامتی خود را فدای مال‌اندوزی می‌كنید و سپس تمام دارایی خود را صرف بازیابی سلامتی می‌نمایید.

اینكه شما به قدری نگران آینده‌اید كه حال را فراموش می‌كنید، در حالی كه نه حال را دارید و نه آینده را.

این كه شما طوری زندگی می‌كنید كه گویی هرگز نخواهید مرد و چنان گورهای شما را گرد و غبار فراموشی در بر می‌گیرد كه گویی هرگز زنده نبوده‌اید.

سكوت كردم و اندیشیدم،

در خانه چنین گشوده، چه می‌طلبیدم؟ بلی، آموختن ...

پرسیدم: چه بیاموزم؟

پاسخ آمد: بیاموزید كه مجروح كردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی‌كشد ولی برای التیام بخشیدن آن به سالها وقت نیاز است.

بیاموزید كه هرگز نمی‌توانید كسی را مجبور نمایید تا شما را دوست داشته باشد، زیرا عشق و علاقه دیگران نسبت به شما آینه‌ای از كردار و اخلاق خود شماست.

بیاموزید كه هرگز خود را با دیگران مقایسه نكیند، از آنجایی كه هر یك از شما به تنهایی و بر حسب شایستگی‌های خود مورد قضاوت و داوری ما قرار می‌گیرد.

بیاموزید كه دوستان واقعی شما كسانی هستند كه با ضعف‌ها و نقصان‌های شما آشنایند ولیکن شما را همانگونه كه هستید و دوست دارند.

بیاموزید كه داشتن چیزهای قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی‌دهد، بلكه آنچه با ارزش است بودن افراد بیشتر در زندگی شماست.

بیاموزید كه دیگران را در برابر خطا و بی‌مهری كه نسبت به شما روا می‌دارند مورد بخشش خود قرار دهید و این عمل را با ممارست در خود تقویت نمایید.

بیاموزید كه دو نفر می‌توانند به چیزی یكسان نگاه كنند ولی برداشت آن دو هیچگاه یكسان نخواهد بود.

بیاموزید كه در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسنده نكنید، بلکه تنها هنگامی كه مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتید، راضی و خشنود باشید.

بیاموزید كه توانگر كسی نیست كه بیشتر دارد بلكه آنكه خواسته‌های كمتری دارد از همه توانگرتر است.

به خاطر داشته باشید كه مردم گفته‌های شما را فراموش می‌كنند و همین مردم اعمال شما را نیز از یاد خواهند برد ولی، هرگز احساس شما نسبت به خویش را از خاطر نخواهند زدود.

 

 


[ چهارشنبه 7 دی 1390 ] [ 05:54 ق.ظ ] [ امید وصال ] [ نظرات ]

تعداد کل صفحات : 17 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ،

از روز الست با رضا گفتم چشم

من آمده ام تا به ولایت برسم،

گفتی انا من شروطها گفتم چشم


* * * * * * * * * * * * * * * *

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام ، تنها بدادم میرسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی ؟

از کبوترها که میپرسم نشانم میدهند

گنبد و گلدسته هایت را به دادم میرسی ؟

من دخیل التماس را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی ؟



نویسندگان
لینک دوستان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت